افرا، به عنوان نهادی تخصصی در حوزه توسعه مدیریت و توانمندسازی سازمانهای نیکوکاری و مردمنهاد، تلاش میکند دانش مدیریتی و تجربههای میدانی مدیران این حوزه را مستندسازی کرده و در اختیار اکوسیستم نیکوکاری کشور قرار دهد. این اطلاعات و دادهها به تمامی اعضای اکوسیستم نیکوکاری کمک خواهد کرد تا با درک و شناخت درست از فعالیت مدیریتی مجموعهها، درسآموزیها را در تصمیمگیریهای درونسازمانی خود به کار بگیرند. این فعالیتها در برنامههای افرا برای همراهی سازمانها برای پایداری، اثربخشی و شفافیت استفاده خواهد شد.
مجموعه گفتوگوهای «مدیریت در شرایط ناپایدار» در رادیو افرا، در همین راستا شکل گرفته است؛ مجموعهای برای شنیدن روایت مدیرانی که در بحرانهای پیچیده سال ۱۴۰۴ با کمبود منابع، اختلال ارتباطات و افزایش نیازهای جامعه هدف روبهرو شدند و برای سال ۱۴۰۵ در حال بازتعریف راهبردهای خود هستند. هدف ما از این گفتوگوها، ثبت تجربههای واقعی، بهاشتراکگذاری راهحلهای عملی و تقویت یادگیری جمعی در اکوسیستم نیکوکاری است.
پلی میان بهزیستی و زندگی مستقل؛ روایت روشنای امید از مدیریت بحران با تمرکز بر توانمندسازی جوانان
در هفتمین قسمت از گفتوگوهای «مدیریت در شرایط ناپایدار»، میزبان سرکار خانم زهرا یاوری، مدیرعامل بنیاد خیریه روشنای امید ایرانیان بودیم تا درباره چالشهای مدیریت در شرایط جنگ، وضعیت جامعه هدف و راهکارهای تازه برای حفظ ارتباط با حامیان گفتوگو کنیم.
شما را به خواندن این گفتوگو دعوت میکنیم. در صورت تمایل به شنیدن پادکست این گفتوگو در رادیو افرا، از فایل زیر استفاده کنید.
روشنای امید؛ تمرکز بر توانمندسازی جوانان بالای ۱۸ سال
سرکار خانم یاوری عزیز، به رادیو افرا خوش آمدید. لطفا خودتان و بنیاد خیریه روشنای امید ایرانیان را به مخاطبان افرا معرفی کنید و بگویید چه نوع فعالیتی در روشنای امید انجام میشود.
زهرا یاوری: «سلام به شما و همه مخاطبان افرا. من زهرا یاوری هستم، مدیرعامل بنیاد خیریه روشنای امید ایرانیان که بیش از یک دهه است فعالیت خود را آغاز کرده است. گروه هدف ما پسران و دخترانی هستند که به سن ۱۸ سالگی رسیدهاند و از مراکز نگهداری سازمان بهزیستی بیرون آمده و مستقل شدهاند. این افراد برای ورود به زندگی مستقل نیاز به مهارت، شغل پایدار، درمان و اسکان امن دارند.
تمرکز ما بر توانمندسازی این بچهها از طریق ۸ خدمت اصلی است که شامل مددکاری، مشاوره، آموزشهای مهارتی (شامل سواد مالی و خودمراقبتی)، مهارتآموزی شغلی، درمان و اسکان امن میشود. ما تا سه سال پس از خروج از بهزیستی، این جوانان را همراهی میکنیم. یکی از چالشهای اصلی ما مسکن است؛ با وجود اینکه بهزیستی مبلغی (حدود ۲۰۰ میلیون تومان) برای ودیعه مسکن میدهد، این مبلغ برای اجاره یک واحد ۳۸ متری در مناطق ۱۲ به پایین تهران که نیاز به ۵۰۰ میلیون تومان رهن دارد، کافی نیست. ما با کمک خیرین خود و ضمانت وامهای بانکی، هزینه رهن کامل را با تجمیع با پول خود بچهها تامین میکنیم و اقساط آن را در طول سه سال مدیریت میکنیم.
هماکنون حدود ۴۰۰ نفر از این جوانان تحت پوشش ما هستند. همچنین از سال ۱۳۹۴ با موافقت بهزیستی، یک مرکز نگهداری شبانهروزی برای ۲۳ دختر زیر ۱۸ سال نیز تحویل گرفتیم تا بتوانیم پروتکلهای آموزشی و توانمندسازی را از قبل از خروج آنها از مراکز آغاز کنیم. درواقع تمرکز ما و گروه هدفمان جوانان بالای ۱۸ سال هستند، اما به دلایلی که گفته شد، به جامعه هدف زیر ۱۸ سال هم ورود کردیم تا شروع زندگی مستقل آنها پس از ورود جامعه تسهیل شود.»
قطع اینترنت و تورم؛ چالشهای ارتباطی و مالی در سال ۱۴۰۴
همانطور که خودتان هم میدانید، سال ۱۴۰۴ سال پر از بحرانی برای سازمانهای نیکوکاری و مردمنهاد بود. حالا که در روزهای آغازین فروردین ۱۴۰۵ با هم صحبت میکنیم، شما وضعیت اکوسیستم نیکوکاری را پس از این بحرانها چگونه میبینید و فکر میکنید چگونه تاثیرشان را روی سازمانها یا سازمان خود شما گذاشتند؟
زهرا یاوری: «سال ۱۴۰۴ به دلیل وقایع پیشبینینشده و بحرانهای شدیدی که داشت، سال بسیار سختی بود. یکی از مشکلات عدیده تمام سازمانها، قطعی اینترنت بود که ارتباط با داوطلبان و گروه هدف را بسیار دشوار کرد. ما هنوز با مشکل دامنه وبسایتمان که خارج از ایران است مواجه هستیم و نتوانستیم در این مدت کوتاه آن را منتقل کنیم.
از سوی دیگر، مشکلات تورمی و اقتصادی باعث شد ما بخشی از داوطلبان و حامیان مالیمان را از دست بدهیم. با این حال، تکمیل استراتژی سازمانمان که از سال ۱۳۹۷ آن را آغاز کرده بودیم، بهشدت به ما کمک کرد. ما تمرکز خود را بر جذب حامیان مستمر گذاشتیم. بهشخصه معتقدم حامیای که ماهانه ۱۰ میلیون تومان کمک مستمر میکند، برای برنامهریزی سازمان کارآمدتر از حامیای است که یکجا ۲۰۰ میلیون کمک میکند و سپس ناپدید میشود. ما در روشنای امید توانستیم با منظمسازی واریزیهای حامیان، در اوج بحران (اواخر اسفند و پرداخت عیدی پرسنل) با مشکل مواجه نشویم و شرمنده پرسنل موظف و غیرموظفمان نباشیم.»
در ادامه، صحبتهایی در خصوص دغدغههای اصلی روشنای امید در این وضعیت حساس داشتیم. پیرو همین مبحث، از یاوری در خصوص این دغدغهها پرسیدیم و ایشان در پاسخ به این سوال اشاره داشتند:
«در وضعیت جنگ فعلی، اولین و اصلیترین دغدغه ما امنیت فرزندان زیر ۱۸ سالمان است که حتی شنیدن صدای انفجارها برای آنها آسیبزاست. ما سعی کردیم آنها را جابهجا کنیم یا به هر شکل شده به آنها دلگرمی بدهیم؛ چرا که اثر این تجربهها چیزی نیست که بهراحتی از بین برود. دغدغه دوم، ارائه خدمات روانشناسی است که قبلا هم به صورت فیزیکی و حضوری و هم به شکل آنلاین انجام میشد، اما حالا به شکل آنلاین جلو میرود. همینجا از مشاوران و روانشناسانمان تشکر میکنم که در این شرایط، مشاورهها را به شکل تلفنی پیش بردهاند و کار عقب نیفتاده است. دغدغه بعدی ما در این وضعیت، فرایند توانمندسازی جوانان بالای ۱۸ سال است. مشخصا در وضع فعلی در بخش اشتغال و کاریابی خیلی نتوانستهایم کاری کنیم اما برای آن دسته از بچهها که دارای مشاغل ناپایدار (مانند کار در مغازه، بازار یا صنایع دستی) بودند و حالا با تعطیلی مواجهند، ما تلاش کردیم با کمکهای نقدی و بنهای کالایی و غذایی، آنها را حمایت کنیم.
چالش دیگری که داشتیم، حقوق پرسنل بود که در پایان سال گذشته، خوشبختانه با لطف حامیان به ما، بهسختی و در روزهای ۲۷-۲۸ اسفند تامین شد. همچنین با بانکها رایزنی کردیم تا برای اقساط وامهای مسکن مددجویان، مهلت بگیرند و آنها را تحت فشار نگذارند. این موارد مالی چیزهایی هستند که باید برایشان فکری کرد و کلیت اینها، بزرگترین چالشها و دغدغههای ما بوده و برایمان اهمیت داشته که به راهکارهایی برای آنها برسیم.»
شفافیت و گزارشدهی دقیق؛ رمز جذب حامیان مستمر
شما به تغییر رویکرد به سمت حمایتهای مستمر اشاره کردید و اینکه برایتان نتیجهبخش بوده است. چه راهکارهایی برای تبدیل حامیان مقطعی به مستمر یا جذب حامیان جدید داشتید؟
زهرا یاوری: «در اینجا باید از آموزشهای موسسه افرا تشکر کنم که ما را در خصوص شفافیت و گزارشدهی یاری کرد و آموزش داد. ما یاد گرفتیم که به خیرین مهم، کلیدی و مستمر خودمان، گزارش مستمر هم بدهیم. مثلا خیری که از طریق یک صندوق با ما آشنا شده بود، پس از دریافت گزارشهای ماهانه که مشخص میکرد هر مبلغ در چه تاریخی صرف چه کاری و برای چه جوانی شده، چنان به سازمان ما اعتماد کرد که یک خانه سه طبقه خرید و آن را بهکل در اختیار روشنا گذاشت تا از آن برای نیازهای مختلف بچهها استفاده کنیم.
ما همچنین ارزش ریالی خدمات داوطلبان را محاسبه و در گزارشهایمان به حامی و داوطلب لحاظ میکنیم تا حامیان ببینند چه حجم خدماتی با کمترین هزینه ارائه شده است و داوطلبان نیز متوجه ارزش کاری که در روشنا میکنند باشند. این شفافیت و نشان دادن تاثیر کار، بسیار موثر است. وقتی آدمها تاثیر کارشان را ببینند، حالشان خوب میشود و با حال خوب این آدمها، مجموعه هم زنده میماند.»
آسیبشناسی و آموزش؛ کلید مدیریت بحران در روشنای امید
کمی از چالشها گفتیم. شما با توجه به این تجربهها، چه راهکارهایی را برای مقابله با چالشها به کار گرفتید و چه درسآموختههایی از بحرانهای قبلی داشتید که به شما در بحران جنگ فعلی کمک کرد؟
زهرا یاوری: «یکی از کارهایی که به ما کمک کرد، برگزاری جلسات آسیبشناسی و آموزش برای داوطلبان و نیروهای موظف بود. ما به آنها یاد دادیم که چگونه با چالشها مقابله کنند. این آموزشها باعث شد که در جریان اخیر، برخلاف جنگ دوازده روزه که چند روز طول کشید تا بچهها را ساماندهی کنیم، از روز دوم بحران مرکز تخلیه، و بچههای آسیبپذیر و اورژانسیتر سریعا شناسایی شوند.
ما لیست بچههایی که شغل ناپایدار داشتند، زنان سرپرست خانوار یا کسانی که محل مسکنشان ناامن بود را آماده کرده بودیم. مددکاران ما سریعا با آنها تماس گرفتند، وضعیت را بررسی کردند و حتی برخی را در خانههای امنتر دوستانشان اسکان دادند. اگرچه دفتر ما زود تخلیه شد، اما با تماسهای تلفنی هرکس توانست کار خود را انجام دهد. این آمادگی، نتیجه مستقیم آموزشها و آسیبشناسیهایی بود که پیش از این انجام داده بودیم و درسآموزیهای جنگ دوازده روزه و بحرانهای بعدی ما را در این بحران چابکتر کرد.»
سال جدید، اولویتهای جدید: حفظ دفاتر، امنیت نیروی انسانی و بازنگری استراتژی
به نظر شما برای سال ۱۴۰۵، اصلیترین موضوعاتی که مدیران موسسات باید به آنها فکر کنند چیست؟
زهرا یاوری: «من فکر میکنم مدیران باید روی چند محور تمرکز کنند. اولین نکته، حفظ فعالیت موسسه و سرپا نگه داشتن دفاتر است؛ چون دفاتر برای گروه هدف ما که فاقد خانواده و سرپرستند، جایی دارای امنیت و سرپناه است. ما باید دقت کنیم که این دفاتر امن، پابرجا باشند. نکته دومی که وجود دارد، حفظ ارتباط با حامیان و خیرین است. ما در روشنای امید و خانه روشنا، هر روز با تعدادی از حامیان تماس میگیریم و فقط حال آنها را میپرسیم. این کار حس خوبی به هر دو طرف میدهد و نشان میدهد که ما فقط برای کمک به آنها نیاز نداریم؛ بلکه سلامتی خودشان و خانوادهشان هم واقعا برای ما مهم است.
نکته سوم در این سال جدید، تامین امنیت نیروهای انسانی است. وقتی نیروها ببینند که امنیت جانی آنها برای ما مهم است، متقابلا تلاش بیشتری میکنند. مورد چهارم هم، حفظ نیروهای انسانی با توجه به جریان مالی سال است. همانطور که میدانید حقوق نیروها حدود ۶۰ درصد در سال جدید افزایش یافته و ما نمیتوانیم به نیرویی که در حوزه آموزش و تربیت است و نقش اثرگذاری در سازمان دارد بگوییم که توانایی پرداخت کامل این مبلغ را نداریم. این یکی از بزرگترین چالشهای مدیریتی در سال جدید است.
نکته مهم و نهاییای که به نظرم میآید، بازنگری اساسی در استراتژی و چشمانداز برای شرایط بحران و نوشتن یک نسخه مشخص برای زمان جنگ است. همچنین، ما باید سازوکار ارتباطی جدیدی با استفاده از پلتفرمهای داخلی و فناوری اطلاعات پیدا کنیم تا بتوانیم با حامیان و جامعه در ارتباط باشیم و گروه هدفمان در روشنا را که هنوز بهخوبی شناخته نشده، به جامعه بشناسانیم.»
خلق معنا و توجه به فراموششدگان؛ توصیهای به حامیان و داوطلبان
در شرایط فعلی، چه توصیهای به حامیان، نیکوکاران و داوطلبان برای حضور موثرتر در کنار سازمانها دارید؟
زهرا یاوری: «مهمترین توصیه من به حامیان این است که هر روز به خود یادآوری کنند که در شرایط جنگ و ابهام، چقدر موثر بودهاند. من خودم این یادآوری را همیشه به حامیان میکنم و به نظرم این یادآوری، از ایجاد حس ناتوانی و احساسات شدید دیگر در این وضع جلوگیری کرده و خلق معنا میکند؛ چیزی که موتور محرکه مجموعه است.
همچنین باید توجه کنیم که در جریان جنگ، تمرکز روی مجروحان و خانوادههای آسیبدیده است، اما گروههای هدف قبلی مانند جوانان تازه مستقلشده که احساس ناامنی میکنند، فراموش میشوند. این جوانان هم مثل گذشته و شاید بیشتر، به یک آغوش گرم، چند کلمه محبتآمیز و احساس امیدواری نیاز دارند. در این شرایط سخت توصیه میکنم به یاد این گروههای هدف قبلی هم باشیم و از آنها غافل نشویم.
توصیهای نیز به سازمانها دارم که در این شرایط، به حامیان و خیرین خود خوب گوش دهند. وقتی آنها پیشنهاد یا انتقادی به ما میدهند، دارند از بیرون به ما نگاه میکنند و این پیشنهادات میتواند منجر به برنامهریزیهای جدید شود. درگیر کردن آنها در تصمیمگیریها و حتی ایجاد جلسات و نشستهایی حول نظرات آنها، حس خوبی به آنها میدهد و میتواند منجر به تغییرات مثبت در سازمان شود. در نهایت، من معتقدم که باید در کنار هم بیشتر به این بحرانها و راهکارهایشان فکر کنیم تا بتوانیم از این چالشها بیرون بیاییم.»
این گفتوگو، هفتمین قسمت از گفتوگوهای «مدیریت در شرایط ناپایدار» است که میتوانید نسخه صوتی آن را نیز در رادیو افرا بشنوید. افرا با جمعآوری این تجربیات، تلاش میکند تا دانش مدیریتی لازم برای عبور از بحرانهای پیچیده را در اختیار سایر فعالان و مدیران این عرصه قرار دهد؛ چرا که باور دارد گذر از روزهای سخت تنها با هماندیشی، همفکری و همافزایی ممکن است.
شما را دعوت میکنیم تا گفتوگوهای دیگر «مدیریت در شرایط ناپایدار» را نیز در این صفحه مطالعه کنید.
گزارش وضعیت سازمانهای نیکوکاری در زمستان ۱۴۰۴
برای دریافت گزارش وضعیت سازمانهای نیکوکاری (اطلاعات ۱۴۰ سازمان به همراه چالشها و راهکارها) در زمستان ۱۴۰۴، روی دکمه زیر بزنید.



