افرا، به عنوان نهادی تخصصی در حوزه توسعه مدیریت و توانمندسازی سازمانهای نیکوکاری و مردمنهاد، تلاش میکند دانش مدیریتی و تجربههای میدانی مدیران این حوزه را مستندسازی کرده و در اختیار اکوسیستم نیکوکاری کشور قرار دهد. این اطلاعات و دادهها به تمامی اعضای اکوسیستم نیکوکاری کمک خواهد کرد تا با درک و شناخت درست از فعالیت مدیریتی مجموعهها، درسآموزیها را در تصمیمگیریهای درونسازمانی خود به کار بگیرند. این فعالیتها در برنامههای افرا برای همراهی سازمانها برای پایداری، اثربخشی و شفافیت استفاده خواهد شد.
مجموعه گفتوگوهای «مدیریت در شرایط ناپایدار» در رادیو افرا، در همین راستا شکل گرفته است؛ مجموعهای برای شنیدن روایت مدیرانی که در بحرانهای پیچیده سال ۱۴۰۴ با کمبود منابع، اختلال ارتباطات و افزایش نیازهای جامعه هدف روبهرو شدند و برای سال ۱۴۰۵ در حال بازتعریف راهبردهای خود هستند. هدف ما از این گفتوگوها، ثبت تجربههای واقعی، بهاشتراکگذاری راهحلهای عملی و تقویت یادگیری جمعی در اکوسیستم نیکوکاری است.
مروری بر ضرورت تابآوری مالی در روزهای انسداد کانالهای جذب
در دهمین قسمت از گفتوگوهای «مدیریت در شرایط ناپایدار»، میزبان جناب آقای علیرضا جلالی، مدیرعامل انجمن ققنوس (جمعیت حمایت از بیماران سوخته) بودیم تا درباره چالشهای مدیریت در شرایط جنگ، وضعیت جامعه هدف و راهکارهای تازه برای حفظ ارتباط با حامیان گفتوگو کنیم.
شما را به خواندن این گفتوگو دعوت میکنیم. در صورت تمایل به شنیدن پادکست این گفتوگو در رادیو افرا، از فایل زیر استفاده کنید.
انجمن ققنوس؛ یار رنجدیدگان امر سوختگی
آقای جلالی عزیز، خوش آمدید. برای شروع و پیش از ورود به مباحث بحران و مدیریت، لطفا خودتان و مجموعهتان را برای ما و مخاطبانی که با انجمن آشنایی ندارند، معرفی کنید.
علیرضا جلالی: «انجمن ققنوس، جمعیت حمایت از بیماران سوخته، در سال ۱۳۹۴ از وزارت کشور مجوز گرفته و اکنون در سال ۱۴۰۵ وارد یازدهمین سال فعالیت خود شده است. انجمن در سه حوزه در امر سوختگی مداخله میکند: حوزه پیشگیری، حوزه درمان حاد بیماران سوخته و دوره بازتوانی جسمی و روانی-اجتماعی که دورهای طولانی است و معمولا تا پایان عمر افراد طول میکشد.
در طی این سالها حدود ۳۵۰۰ نفر مراجع و مددجو داشتیم که بخشی از خدمات دریافتیشان تقریبا به انتهای مسیر خود رسیده، اما بخش بزرگتر همچنان در ارتباط با انجمن هستند و از خدمات بازتوانی جسمی و روانی-اجتماعی استفاده میکنند.
در حوزه پیشگیری تلاش میکنیم هر سه بعد آموزش، قانون و استانداردسازی را که در کشور ما در هر سه بخش شرایطی بحرانی دارد، بهبود ببخشیم. در حوزه درمان حاد، بیشترین تلاش ما مطالبه اقدامات از سوی دولت است؛ اعم از تامین تخت مورد نیاز و امکانات درمانی. وضعیت ما در این بخش فاجعهبار است و اتفاقا همین دو جنگ اخیر باعث شد یکی از امکانات زیرساختی که در کشور میتوانست فراهم شود، فراهم نشود.
ببینید، این روزها تهران بیمارستان سوختگی ندارد. بیمارستان مطهری که بیمارستان سوانح و سوختگی بوده و تاسیسش به سال ۱۳۴۱ برمیگردد، در روزهای اول جنگ طی حملهای، کاملا تخلیه شد و بیماران به بیمارستان حضرت فاطمه منتقل شدند که آنجا یک بیمارستان سوختگی نیست؛ بیمارستان ترمیمی است. ما امید داشتیم که بیمارستان جدید سوختگی تهران، یعنی بیمارستان بابالحوائح در کنار بیمارستان نیکان غرب در منطقه ۲۲، در سال جاری تمام شود که متاسفانه جنگهای اخیر، تاسیس و راهاندازی آن را به تاخیر حداقل ۲۰ ساله انداخت. یعنی ما در شهری که بیش از ۵۰ درصد حملهها را به خود اختصاص داده، بیمارستان سوختگی نداریم و این از مشکلات عمده ماست.
در حوزه بازتوانی، خدمات متعددی داریم: عملهای جراحی ترمیمی و کارکردی، پانسمانهای نوین و انواع پمادها که متاسفانه قیمتشان سر به فلک کشیده و دارد از دسترس بیماران خارج میشود، لباس سوختگی یا گان فشاری که یک ابزار درمانی است، لیزردرمانی، فیزیوتراپی، خدمات سلامت روان و مسائل اجتماعی شامل اوقات فراغت، تحصیل، کارآموزی و کارآفرینی. اینها خدماتی است که انجمن در طی این سالها داده و خوشحالیم که مواردی بوده که بیماران سوخته به زندگی برگشتهاند.»
سال ۱۴۰۴؛ سالی که برنامهریزی را از سازمانها گرفت
آقای جلالی، سال ۱۴۰۴ متاثر از بحرانهای مختلف بود و کشور دو جنگ را پشت سر گذاشت. شرایط سازمانهای مردمنهاد و جامعه هدفشان را بهویژه برای انجمن ققنوس، چطور ارزیابی میکنید؟
علیرضا جلالی: «اولین نکته این است که برای انجمنهایی مثل ما که دوره جنینیشان را طی کردهاند و امکان تدوین برنامه استراتژیک و برنامههای بلندمدت را دارند، این سال عملا امکان برنامهریزی را از ما گرفت. ما الان با هیچ شیوهای نمیتوانیم برنامهریزی کنیم. مهمترین تاثیر همین است.
نکته دیگر بحث ارتباطات است. در جنگ گذشته (جنگ دوازده روزه)، ارتباطاتمان با ذینفعان، هم از طریق فضای مجازی و هم تلفن و پیامک قطع شد. ارتباط ما با بیمارانمان و ذینفعانمان، بهخصوص بیمارهایی که دسترسیشان بسیار دشوار است، قطع شد. یکی از چالشهایی که در شرایط نرمال و عادی هم وجود دارد همین است که برخی بیمارهای ما، در حواشی شهر و مناطق دوردست هستند و در شرایط قطع ارتباطات، واقعا ارتباطمان با آنها قطع میشود. یعنی ما از روز دوم جنگ عملا دفترمان تعطیل شد؛ با تعطیلی دفتر، امکان ارتباط فیزیکیمان هم با بیماران قطع شد. با وضعیت اینترنت، ارتباط مجازیمان را نیز با آنها از دست دادیم.
اتفاق دیگری که در جنگ اخیر رخ داد این بود که ما در آبانماه پروژهای به نام «ققنوس، شهر سوخته» راهاندازی کرده بودیم و به استان سیستان و بلوچستان رفته بودیم. تیم ما شامل روانشناس، روانپزشک، جراح پلاستیک و مددکار اجتماعی، برای ۱۰۰ بیمار برنامه جامع بازتوانی جسمی و روانی-اجتماعی تدوین کرد. از ماه بهمن شروع به انجام عملهای جراحیشان یا در تهران یا در زاهدان کردیم. از ۱۰ اسفندماه و با شروع جنگ، عملهای جراحی الکتیو در کشور قطع شد و پیرو این اتفاقات، این پروژه تعطیل شد. مشکل مهمتر این بود که بعضی بیمارهایی که جراحی شده بودند و نیازمند فالوآپ و پیگیری بودند، فالوآپشان بهسختی و دشواری دارد انجام میشود.
به علاوه، در کنار کمکهایی که از بخشهای صنعتی به عنوان مسئولیت اجتماعی به ما میشد و الان کمکهایشان قطع شده، به دلیل نگرانیهای موجود در خصوص وضع اقتصادی، حتی آن کمکهای کوچکی که آدمها به ما میکردند و برایمان بسیار مهم بود، الان به کمتر از ده درصد رسیده است. البته ما در انجمن پیشبینیهایی در خصوص شرایط کرده بودیم و با برنامهریزی برای این پیشبینی، الان در شرایطی هستیم که منابع داریم و تا چند ماه شرایط پایدار خواهیم داشت.
مراکز درمانی مثل فیزیوتراپی و کاردرمانی هم خیلی در تهران الان فعال نیستند. یعنی ارائه خدمات از طرف بخش خصوصی هم دچار مشکل است. اینها عمده چالشهایی است که سازمانی مثل ما در حال تجربه آن است.»
درسآموزیهایی از بحران؛ پایداری مالی و ارتباطات
از درسآموزیهایتان از بحرانهای ۱۴۰۴ برایمان بگویید. چه تجربیاتی کسب کردید که توجه به آنها میتواند به سایر سازمانها هم کمک کند؟ مثلا نکته مهمی که در حرفهایتان بود داشتن پیشبینیهایی در خصوص شرایط و برنامهریزی برای تابآوری مالی بود.
علیرضا جلالی: «حقیقتا در پیشبینی ما این نبود که جنگ میشود. دورهای که مدیرعامل انجمن شدم، دیدم انجمن ققنوس ده سال است که فعال است و به یک پایداری حقوقی رسیده. پایداری ارائه خدمات هم تا حدود زیادی دارد. در انجمن هم مثل خیلی از سازمانهای دیگر، اتکا به اشخاص خاص و آدمهای قهرمانی که همه بار انجمن روی دوششان بود، وجود داشت. سعی کردیم اینها را درست کنیم و انجمن را به پایداری سازمانی برسانیم. این حوزهای بود که از دو سال پیش شروع کردیم. پس پایداری مالیای که الان انجمن ققنوس دارد، ناشی از یک برنامه بلندمدتتر از سالها پیش بوده، نه پیشبینی جنگ.
تنها چالشی که در دوران جنگ نتوانستیم حل کنیم، مسئله ارتباطاتمان بود. یعنی ارتباطاتمان با ذینفعانمان بهویژه مددجویانمان تا الان حل نشده و شاید نیاز به تجربه و همفکری جمعی داشته باشد.
تجربه مهم دیگر این است که وقتی زیرساختهای اساسی که در بخش دولتی و خصوصی به ما خدمات میدهند، ناگهان متوقف میشوند، باید چه فکری کرد. این هم البته کار یک سازمان نیست، کار مجموعه حکومت است. ما زمان کرونا هم با شرایطی شبیه همین روبهرو بودیم. جایگزینی که ارائه خدمات در یک بستر مناسب فراهم شود، وجود ندارد. بیمارستانهایی که ما با آنها ارتباط داریم، دسترسیها و اسنادشان بیشتر کاغذی است. ما اصولا در ارتباطات درسآموزی نکردیم و این موضوع در هر دو جنگ ۱۴۰۴ به قوت خودش باقی ماند.
شاید باید یک راهحل درونسازمانی برای این کار پیدا کنیم؛ مثلا یک شبکه بین خود مددجویانمان فراهم کنیم که در شرایطهایی که اینترنت ملی دچار مشکل میشود هم کار کند. همچنین باید برنامهریزیمان را به بازههای زمانی کوتاهمدتتر مثل سهماهه تغییر دهیم. برنامه بلندمدتی که ممکن است یک سال طول بکشد هم ممکن است ناقص اجرا شود و هم باعث شود اختلال و بدتر شدن در وضع بیمار پیش بیاید. به پایداری منابع مالیمان هم باید حواسمان باشد و به راهحلهای بدیعتر در این حوزه فکر کنیم.»
در بحث سرمایه انسانی چه چالشهایی داشتید و آیا راهکاری برای آن دارید؟
علیرضا جلالی: «بخش سازمانهای مردمنهاد در بحث سرمایه انسانی از بخش خصوصی و دولتی در ایران وضعیت فقیرتری دارد. ما خودمان هنوز در چارت سازمانی ققنوس، به اندازه کافی نتوانستیم نیرو جذب کنیم. مثلا ما برای پیدا کردن آدم مناسب برای مدیریت بخش آموزشمان خیلی جستوجو کردیم. روابط عمومی هم همینطور. سرمایه انسانیای که ما در سازمانهای غیردولتی و غیرانتفاعی داریم، بهشدت نیازمند توسعه آموزش و کارهای دیگر برای رشد و تامین نیروی انسانی این بخش است.
نکته مهم البته این است که ۸۵ درصد از سوختگیها با روشهای خیلی ساده قابل پیشگیری است. ۴۰ درصد سوختگیها در افراد زیر ۱۸ سال رخ میدهد. بهترین گروه هدف ما برای آموزش، مادران کودکان زیر ۵ سال و کودکان بین ۵ تا افراد ۱۸ ساله هستند که بسیار در معرض سوختگیاند. برای این کار باید آموزش و پرورش وارد موضوع شود. اگر آموزش و پرورش وارد نشود، امکان پیشگیری کاهش مییابد و سازمان بهتنهایی نمیتواند این مسئولیت را داشته باشد.»
تابآوری مالی؛ تجربه انجمن ققنوس
شما اشاره کردید که برنامه مالیای داشتید که باعث شد در این شرایط پایداریتان حفظ شود. میتوانید این برنامه را بیشتر شرح دهید؟
علیرضا جلالی: «نکته کلیدی برنامهمان این بود که این نکته را در نظر گرفتیم که اگر یک لحظهای برسد که هیچ کمکی به ما نشود، ما تا شش ماه بتوانیم خدمات عادی خود را ادامه بدهیم. یک محاسبهای کردیم و دیدیم که اگر بخواهیم خدمات عادیمان را ادامه دهیم، یعنی آدمهایی که عمل جراحی انجام دادهاند و الان نیاز به پماد و لباس سوختگی دارند، پرسنلی که باید در سازمان کار کنند و…، همه اینها به لحاظ مالی چقدر میشود. البته این برنامه هم بدون پیشبینی این میزان تورم بود که برای هیچکس قابل پیشبینی نبود.
دوم اینکه سعی کردیم بحث مسئولیت اجتماعی را در سازمانمان جدیتر پیگیری کنیم. این درسی بود که از ایام کرونا گرفته بودیم؛ سازمانی بود که در ایام کرونا به دلیل کمبود منابع مالی در شرف تعطیلی بود و ما از آن درس گرفتیم. سوم اینکه بحث کرادفاندینگ (Crowdfunding) در ایران بحث مهمی است. در مورد سوختگی، ما تا به حال هر پروژهای را کرادفاند کردیم جواب گرفتیم؛ البته ناگفته نماند که این برای زمانی است که زیرساختهای ارتباطات وجود داشت.
چهارم این بود که سازمانی بودیم که بهتدریج در این سالها در پروژههای کرادفاندینگمان، اعتماد ذینفعانمان بالا رفت. ما معمولا روی هر پروژهای سعی کردیم گزارش خوب بدهیم، نتیجه پیگیری را اعلام کنیم، اقدامی که انجام شد را به اطلاع کسانی که کمک کرده بودند رساندیم و بعد نتیجه آن کار را هم به آنها گزارش کردیم. کسانی هم که خدماتگیرنده بودند، تلاش کردند تشکرشان را به کمکدهندگان برسانند. اینها نکات مهمی بودند.»
اولویتها و توصیهها برای سال ۱۴۰۵
با توجه به تجربهای که خودتان در انجمن داشتید، به نظرتان اصلیترین موضوعاتی که مدیران موسسات نیکوکاری برای سال آینده باید در نظر داشته باشند چیست؟
علیرضا جلالی: «اصلیترین چیز این است که نباید امیدمان را از دست بدهیم. معمولا افقگشاییها در لحظات بسیار سخت رخ میدهد. دومین نکته هم به نظرم همین است که باید حوزههای زمانی برنامهریزیمان کوتاه کنیم. از بعد از تعطیلات عید که قرار است به کار برگردیم، باید حواسمان باشد که نمیتوانیم افقهای برنامهای بیشتر از نهایتا سهماهه داشته باشیم.
به علاوه، حتما این جنگ آسیبدیدگان جدیدی حداقل به انجمن ما اضافه میکند. باید خیلی مراقبت کنیم که آنها را پیدا کنیم و به آنها کمک کنیم. در بین مجروحان غیرنظامی نیز بیماران سوخته وجود دارند. سازمان بهداشت جهانی میگوید که ۹۵ درصد بیماران سوخته از فقرا هستند؛ یعنی فقر و سوختگی همدیگر را تقویت میکنند. بیمار وقتی میسوزد، خودش و خانوادهاش فقیرتر و منزویتر میشوند. بنابراین احتمالا بعد از جنگ، بیماران سوخته و خانوادهشان که هنوز به زندگی برنگشتهاند، حتما به لحاظ اقتصادی وضعیت بدتری دارند.
باید تامل جدی کنیم که چه کمکهایی میتوانیم بکنیم که این دوره جنگ و بعد از جنگ را طی کنیم. باید برای سیستمهای ارتباطات هم، یا خودمان و یا به صورت جمعی و با سازمانهای دیگر، فکری بکنیم.»
این گفتوگو، دهمین قسمت از گفتوگوهای «مدیریت در شرایط ناپایدار» است که میتوانید نسخه صوتی آن را نیز در رادیو افرا بشنوید. افرا با جمعآوری این تجربیات، تلاش میکند تا دانش مدیریتی لازم برای عبور از بحرانهای پیچیده را در اختیار سایر فعالان و مدیران این عرصه قرار دهد؛ چرا که باور دارد گذر از روزهای سخت تنها با هماندیشی، همفکری و همافزایی ممکن است.
شما را دعوت میکنیم تا گفتوگوهای دیگر «مدیریت در شرایط ناپایدار» را نیز در این صفحه مطالعه کنید.
گزارش وضعیت سازمانهای نیکوکاری در زمستان ۱۴۰۴
برای دریافت گزارش وضعیت سازمانهای نیکوکاری (اطلاعات ۱۴۰ سازمان به همراه چالشها و راهکارها) در زمستان ۱۴۰۴، روی دکمه زیر بزنید.



