موسسه مدیریت حامیان نواندیش افرا، سومین رویداد سالانه خود را به مناسبت روز جهانی استاندارد، روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه ۱۴۰۵ با عنوان «ضربآهنگ پایداری» برگزار کرد. این رویداد با مشارکت ۲۱ موسسه نیکوکاری و مردمنهاد دارای گواهی اعتماد افرا در طراحی محتوا و اجرا شکل گرفت و بیش از ۲۰۰ مهمان از ۱۰۰ سازمان و مجموعه در آن حضور داشتند.
در این رویداد، پایداری سازمانهای نیکوکاری از سه منظر بههمپیوسته استاندارد و ساختار سازمانی، منابع و تامین مالی و سرمایه انسانی مورد توجه قرار گرفت. پس از پنج ارائه اصلی با عنوان «قطعههای ضربآهنگ پایداری»، شرکتکنندگان در چهار میزگرد هماندیشی موضوعی به گفتوگو و تبادل تجربه درباره مسائل و چالشهای سازمانهای نیکوکاری پرداختند.

میزگرد سرمایه انسانی یکی از این بخشها بود که با تسهیلگری دانیال آلبویه، مدیرعامل خیریه التیام، از سازمانهای دارای گواهی اعتماد افرا برگزار شد. زهرا علم، راهبر خدمت آموزش افرا نیز حاضران را در این میزگرد همراهی میکرد. در این نشست، ۳۲ نفر از مدیران سازمانها و فعالان این حوزه، از جمله نیروهای موظف سازمانها و داوطلبانی با تجربه همکاری با چند موسسه، درباره شیوههای جذب و نگهداشت نیرو، چالشهای همکاری داوطلبانه و تجربههای مدیریت سرمایه انسانی در شرایط بحران گفتوگو کردند.
مدیریت بحران؛ ضرورت آمادگی پیش از وقوع
یکی از محورهای اصلی میزگرد، حفظ سرمایه انسانی در شرایط بحران بود؛ موضوعی که با توجه به تجربه سازمانها در بحرانهای اخیر، اهمیت برنامهریزی پیش از وقوع بحران را برجسته کرد.
رزا اشکی از موسسه مهرآفرین پناه عصر توضیح داد که این موسسه پیش از بحران، دستورالعملهایی برای مدیریت شرایط پیشبینینشده تدوین کرده بود. پس از جنگ ۱۲روزه، با تشکیل یک ستاد سهنفره و بررسی شرایط نیروها، شیوه همکاری متناسب با امکان فعالیت هر فرد بازتنظیم شد. بخشی از نیروها به صورت دورکار و برخی به صورت پارهوقت به فعالیت ادامه دادند؛ در عین حال، تلاش شد ارتباط و انگیزه نیروها حفظ شود. این موسسه در بحران جنگ ۴۰روزه نیز بدون تعدیل نیرو به فعالیت خود ادامه داد و از ظرفیت نیروهای ماهر خارجشده از سازمانهای تعطیلشده استفاده کرد. با وجود این اقدامات، کاهش انگیزه بخشی از نیروها همچنان از چالشهای مطرحشده بود.

کتایون محمودی نیز تجربه انجمن حامی را در مدیریت شرایط بحران تشریح کرد. پرداخت مبلغی به نیروها، برگزاری جلسات آنلاین، تغییر شیوه همکاری برخی افراد به حالت پارهوقت، تشکیل ستاد بحران سهنفره و بازبینی قراردادها در دورههای سهماهه، از جمله اقداماتی بود که برای مدیریت وضعیت و تصمیمگیری درباره ادامه همکاریها انجام شد.
در کنار این تجربهها، لیلا کعبی نماینده انجمن حمایت از حقوق کودکان بر ضرورت تدوین برنامههای پیشینی برای فعالیت سازمانهای نیکوکاری در بحران تاکید کرد. از نگاه این انجمن، ورود به بحران بدون برنامهریزی و هماهنگی میان سازمانها میتواند به مداخلات پراکنده و حتی آسیبزا منجر شود؛ بهویژه زمانی که چند مجموعه به طور همزمان در یک جامعه هدف فعالیت میکنند.
مجموع این تجربهها بیانگر این بود که تابآوری سرمایه انسانی صرفا به تصمیمگیری در لحظه بحران محدود نیست. شناخت شرایط و ظرفیت نیروها، پیشبینی شیوههای منعطف همکاری، تعیین مسئولیت تصمیمگیری و هماهنگی میان سازمانها میتواند به حفظ نیروها و تداوم فعالیت در شرایط دشوار کمک کند.
جذب و نگهداشت داوطلبان؛ از آموزش تا تجربه اثرگذاری
بخش مهمی از گفتوگوها به یکی از چالشهای مستمر سازمانهای نیکوکاری اختصاص داشت: چگونه میتوان داوطلبان را جذب کرد و زمینه ماندگاری آنها را فراهم آورد؟
لیلا کعبی از شورای خودمراقبتی انجمن حمایت از حقوق کودکان، تجربه این سازمان در آموزش داوطلبان را مطرح کرد. این انجمن در سالهای گذشته کارگاههای رایگان و تخصصی برای آمادهسازی داوطلبان برگزار میکرد تا آنها پس از آموزش و کسب آمادگی لازم< بتوانند در حوزه مشاوره خودمراقبتی فعالیت کنند. با این حال، تجربه دو سال اخیر نشان داده است که بخشی از داوطلبان پس از گذراندن دورههای آموزشی از مجموعه جدا میشوند؛ در مقابل، افرادی که نتیجه و اثر فعالیت خود را مشاهده میکنند، بیشتر به ادامه همکاری تمایل دارند.

تجربه بنیاد دانش نیز بر اهمیت ایجاد ارتباط مستمر با داوطلبان تأکید داشت. ثمین بهارشانجانی، مسئول واحد مشاوره این بنیاد، توضیح داد که در ۱۲ نمایندگی و واحد ستادی بنیاد، کارگروههایی برای جذب و سازماندهی داوطلبان محلی فعالیت میکنند. داوطلبان از طریق فراخوان جذب میشوند و خودشان نیز در شکلگیری و پیشبرد فعالیتهای کارگروهها نقش دارند. جلسات مشاوره در طول سال، تقدیرنامه، سطحبندی و دعوت به همایشها نیز از جمله راههایی است که برای حفظ ارتباط و همراهی داوطلبان به کار گرفته میشود.
در تجربه موسسه محاش، باشگاه جوانان به بستری برای جذب داوطلب از میان مخاطبان خود موسسه تبدیل شده است. این مجموعه که فعالیتش از دغدغه خانوادههای دارای فرزند کمشنوا و ناشنوا شکل گرفته، در دورهای از همراهی خانوادهها و حمایتهای بیرونی برخوردار بود؛ اما با بزرگ شدن کودکان و کاهش حضور برخی خانوادهها، حفظ نیروی داوطلب و موظف به چالشی جدی تبدیل شد. ایجاد باشگاه جوانان زمینه جذب افراد موثر را فراهم کرده است، اما تمایل برخی از این افراد به اشتغال و دریافت دستمزد، در کنار محدودیتهای مالی موسسه، همچنان مسئلهای حلنشده است.

یکی از داوطلبان حاضر در میزگرد که از سال ۱۳۹۴ با ۷ سازمان نیکوکاری و مردمنهاد همکاری داشته، بر اهمیت روشن بودن نقش و اثرگذاری فعالیت داوطلبانه تاکید کرد. به گفته او، زمانی که داوطلب بداند چه مسئولیتی دارد، چه مهارتهایی باید کسب کند و فعالیتش چه نتیجهای برای جامعه هدف به همراه خواهد داشت، انگیزه بیشتری برای صرف زمان و انرژی خود پیدا میکند. آموزش متناسب با مسئولیت، مشخص بودن وظایف و دیده شدن تلاش داوطلب نیز از عوامل موثر بر تداوم همکاری عنوان شد.
این تجربهها اهمیت این نکته را روشن میکند که آموزش، هرچند برای آمادهسازی داوطلبان ضروری است، بهتنهایی ماندگاری آنها را تضمین نمیکند. روشن بودن نقش، ملموس بودن نتیجه فعالیت، ارتباط مستمر با سازمان و فراهم بودن فرصت مشارکت معنادار، در کنار یکدیگر میتوانند به تقویت رابطه داوطلب و موسسه کمک کنند.
حرفهایسازی همکاری؛ تعریف روشن نقشها و تعهدات دوطرفه
یکی دیگر از محورهای میزگرد، ضرورت ساختارمندکردن رابطه میان سازمانهای نیکوکاری و داوطلبان بود؛ از مرحله جذب و تعریف مسئولیت تا هدایت فعالیت، ارزیابی عملکرد و دریافت بازخورد.
نماینده انجمن حمایت از حقوق کودکان این پرسش را مطرح کرد که در آغاز همکاری، چه چارچوبی باید برای حقوق و تعهدات دو طرف تعریف شود تا انتظارات واقعبینانه شکل بگیرد و احتمال خروج داوطلب کاهش یابد. تجربه این انجمن نشان میدهد که حتی سابقه طولانی فعالیت نیز لزوما مانع از دست رفتن تجربههای سازمانی نمیشود؛ بهویژه زمانی که شیوههای موثر نگهداشت نیروها ثبت نشده یا به نسلهای بعدی منتقل نشده باشند.
میثم شمس نیز با اشاره به تجربه فعالیت داوطلبانه خود و همکاری با سازمانهای نیکوکاری و مردمنهاد، بر ضرورت مشخص بودن انتظارات سازمان از داوطلب تاکید کرد. به گفته او، سازمانها باید پیش از جذب نیرو روشن کنند که به داوطلب عمومی نیاز دارند یا به فردی با تخصص مشخص، چه مسئولیتی به او واگذار میشود و فعالیت او چگونه هدایت و ارزیابی خواهد شد. وجود هسته مرکزی داوطلبان، تعریف پروژههای مشخص، گزارشگیری از فعالیتها و تعیین شاخصهای موفقیت نیز از موضوعاتی بود که او برای ساماندهی بهتر این همکاریها مطرح کرد.
این مباحث در کنار تجربه دیگر داوطلبان تاکیدی بر این امر بود که حرفهای بودن فعالیت داوطلبانه به معنای تبدیل همه همکاریها به رابطه استخدامی نیست؛ بلکه مستلزم توافق روشن درباره نقش، زمان، مسئولیتها، مهارتهای موردنیاز و نتایج مورد انتظار است. چنین چارچوبی میتواند هم به سازمان در استفاده موثرتر از ظرفیت داوطلبان کمک کند و هم امکان تصمیمگیری آگاهانه درباره ادامه همکاری را برای داوطلب فراهم آورد.
انگیزه و جبران خدمت؛ توجه به نیازهای نیروهای موظف و داوطلب
در بخش دیگری از میزگرد، شرکتکنندگان درباره عوامل موثر بر انگیزه و ماندگاری نیروها صحبت کردند. تجربهها نشان داد که مدیریت سرمایه انسانی در سازمانهای نیکوکاری، علاوه بر جذب نیروهای توانمند، به توجه همزمان به شرایط کاری، رشد فردی و فشارهای ناشی از فعالیت اجتماعی نیاز دارد.

مهدی درخشانی مدیرعامل بنیاد خیریه امام علی رباط کریم با اشاره به ماهیت حرفهای فعالیت در سازمانهای نیکوکاری، بر تناسب میان مسئولیتهای نیروها و جبران خدمت تاکید کرد. به گفته او، نیروهایی که با مسائل پیچیده خانوادهها و شرایط دشوار جامعه هدف مواجهاند، به حمایتهایی فراتر از تعریف وظایف روزمره نیاز دارند. برگزاری دورههای آموزشی، بهویژه در زمینه تابآوری، میتواند ضمن افزایش توانمندی مددکاران و همیاران، به حفظ سلامت روان آنها در مواجهه با دشواریهای کار کمک کند.
در این نشست، حسن طایی از موسسه دانش، آموزش و توانمندی با نام اختصاری دات نیز، تجربه این مجموعه در فعالیتهای آموزشی و توانمندسازی در سیستان و بلوچستان را تشریح کرد. این موسسه با حدود ۱۰۰ نیروی تسهیلگر در منطقه و ۱۰ نیروی فعال در دفتر، در حوزههایی مانند آموزش، کتابخوانی و حمایت از کودکان و خانوادهها فعالیت میکند. طایی با اشاره به محدودیت منابع مالی و تفاوت میان جبران اقتصادی و آنچه «دستمزد اجتماعی» نامید، بر اهمیت توجه به مهارتها و شایستگیهای نیروها تاکید کرد.
از نگاه او، توسعه سرمایه انسانی زمانی میتواند به نتایج پایدارتر منجر شود که آموزش به توانمندی قابل استفاده، افزایش مهارت و ایجاد فرصتهای اشتغال پیوند بخورد. شناخت تحصیلات، تجربه، تواناییها و شرایط محلی افراد و ارتباط با آموزشهای فنیوحرفهای، از جمله مسیرهایی بود که برای تقویت این ظرفیت مطرح کرد.
در کنار این موضوعات، مسعوده مشایخ، از فعالان باتجربه جامعه مدنی و دارای سابقه مدیریت سازمانهای نیکوکاری و مردمنهاد، بر اهمیت توجه به علاقه و انگیزه درونی افراد در کنار کارایی و مهارت تاکید کرد. از نگاه او، ماندگاری در فعالیت اجتماعی تنها با تعریف وظیفه یا مسیر پیشرفت شغلی توضیح داده نمیشود و توجه به نیت فرد و ارتباط او با هدف فعالیت نیز اهمیت دارد.
تاکید و نکته این بخش این بود که حفظ انگیزه، موضوعی یکسان برای همه نیروها نیست. تناسب جبران خدمت با مسئولیت، حمایت از سلامت روان، امکان رشد و یادگیری و معنادار بودن فعالیت، هر یک میتوانند در شرایط متفاوت بر تداوم همکاری نیروهای موظف و داوطلب اثر بگذارند.
توسعه مهارت؛ پیوند آموزش با مسئولیت و فرصتهای تازه
توسعه مهارتها و ایجاد مسیر رشد برای نیروها، محور دیگری بود که در چند تجربه مطرحشده در میزگرد دیده میشد. این تجارب بر این نکته تاکید داشتند که آموزش زمانی میتواند به تقویت پایدار سرمایه انسانی کمک کند که امکان استفاده از آموختهها در فعالیت واقعی را فراهم آورد.
اکرم شهبازی، نماینده موسسه حمایت از بیماران چشمی آرپی، با اشاره به تجربه آموزش پارچهبافی، توضیح داد که هنرجویان میتوانند پس از یادگیری مهارت، در نقش مدرس فعالیت کنند و به نیروی موظف موسسه تبدیل شوند. در این الگو، فردی که در ابتدا دریافتکننده آموزش بوده است، بهتدریج امکان انتقال مهارت به دیگران و پذیرش مسئولیت تازه را پیدا میکند.

تجربه خیریه دات نیز بر ضرورت پیوند آموزش با نیازهای واقعی منطقه و فرصتهای اشتغال تاکید داشت. در این رویکرد، تقویت مهارتهای پایه، شناسایی توانمندی افراد و ارتباط با آموزشهای فنیوحرفهای، بخشی از مسیری است که میتواند به افزایش آمادگی افراد برای مشارکت اجتماعی و ورود به بازار کار کمک کند. در تجربه موسسه محاش نیز باشگاه جوانان، علاوه بر فراهم کردن بستری برای ارتباط با مخاطبان جوان، به مسیری برای آموزش غیرمستقیم و جذب داوطلب تبدیل شده است. این تجربه نشان میدهد که گاهی میتوان ظرفیتهای انسانی تازه را از دل فعالیتهای جاری و ارتباط مستمر با جامعه هدف شناسایی کرد.
در مجموع، این تجربهها بر اهمیت طراحی مسیرهایی تاکید داشتند که در آن، آموزش به مشارکت موثرتر، پذیرش مسئولیت و در صورت فراهم بودن شرایط، فرصتهای شغلی منتهی شود.
مستندسازی تجربهها؛ زمینهای برای یادگیری مشترک میان سازمانها
در بخش پایانی میزگرد، موضوع انتقال تجربه و یادگیری میان سازمانهای نیکوکاری مورد توجه قرار گرفت. یکی از مسائل مطرحشده این بود که بسیاری از سازمانها با چالشهای مشابهی در جذب و نگهداشت نیرو مواجهاند، اما تجربههای عملی آنها لزوما به دانشی ثبتشده و قابل استفاده برای دیگران تبدیل نمیشود.
دانیال آلبویه، تسهیلگر این میزگرد و مدیرعامل خیریه التیام، بر اهمیت ثبت تجربهها، گفتوگو با داوطلبان درباره کیفیت تجربه همکاری و ایجاد ارتباط مستمر میان سازمانها تاکید کرد. به گفته او، سازمانها میتوانند با پرسیدن از نیروهای خود درباره شرایطی که فعالیت را برایشان معنادارتر و موثرتر میکند، شناخت دقیقتری از عوامل ماندگاری و دلایل خروج نیروها به دست آورند. او همچنین بر ضرورت انجام کارهای پژوهشی و مستندسازی در حوزه داوطلبی تاکید کرد تا موسسهها بتوانند از تجربههای یکدیگر بهره بگیرند و ناچار نباشند همه مسائل را از ابتدا تجربه کنند.

در همین راستا، تجربه انجمن حمایت از حقوق کودکان درباره دشواری انتقال تجربههای نگهداشت داوطلبان و پرسشهای مطرحشده از سوی داوطلب حاضر در میزگرد، میثم شمس، درباره شیوه هدایت و ارزیابی پروژههای داوطلبانه، بر نیاز به چارچوبهای روشنتر و دادههای قابل اتکا تاکید داشت.
پایداری سرمایه انسانی؛ از جذب نیرو تا ایجاد رابطهای ماندگار
تجربیات بازگوشده در در میزگرد سرمایه انسانی رویداد «ضربآهنگ پایداری» نشان داد که پایداری نیروی انسانی، مسئلهای فراتر از جذب افراد یا تامین نیروی موردنیاز سازمان است. آمادگی برای بحران، تعریف روشن نقشها، توجه به انگیزه و شرایط کاری، فراهمکردن فرصت رشد و ثبت تجربهها از جمله عواملی بودند که در این گفتوگوها به عنوان بخشهایی از مدیریت سرمایه انسانی مورد توجه قرار گرفتند.
در حوزه داوطلبی، شفافیت درباره مسئولیتها و نتایج مورد انتظار، آموزش متناسب با نیاز و ایجاد فرصت برای مشاهده اثر فعالیت، میتواند به تقویت رابطه میان داوطلب و سازمان کمک کند. در حوزه نیروهای موظف نیز توجه به تناسب مسئولیت و جبران خدمت، حمایت از سلامت روان و برنامهریزی برای شرایط پیشبینینشده، بخشی از زمینههای حفظ و تداوم همکاری است.
از سوی دیگر، تجربه سازمانهای حاضر نشان داد که راهکارهای مدیریت سرمایه انسانی باید با ماموریت، اندازه، ساختار و ظرفیت هر سازمان متناسب باشد. در عین حال، مستندسازی و تبادل تجربه میتواند امکان استفاده از آموختههای مشترک را افزایش دهد و به سازمانها کمک کند برای مواجهه با مسائل مشابه، راهحلهای سنجیدهتری در اختیار داشته باشند.
میزگرد سرمایه انسانی، در امتداد پنج ارائه اصلی رویداد «ضربآهنگ پایداری»، یکی از ابعاد پایداری سازمانهای نیکوکاری را از منظر تجربههای اجرایی و چالشهای مشترک بررسی کرد. در ادامه این گفتوگوهای مشارکتی، پنل تخصصی «همآوایی» برگزار شد تا موضوعات مطرحشده در ارائهها و میزگردها از منظر تجربههای مدیریتی، فعالیت اجتماعی و دیدگاههای تخصصی مورد بررسی و جمعبندی قرار گیرد. گزارش این پنل را از این لینک بخوانید.



