معمولا وقتی درباره نمونههای مسئولیت اجتماعی در منابع جستجو میکنیم، همان فهرست همیشگی به چشممان میخورد: پاتاگونیا، تامز، استارباکس، لگو. این نمونهها جالباند اما برای مدیری که در ایران بودجه محدود و شرایط متفاوتی دارد، الگوی قابل اجرا نمیسازند.
پنج نمونه زیر همگی ایرانیاند و برای هرکدام عدد و منبع آمده است. مهمتر از خود نمونهها، چیزی است که در انتها از مقایسهشان بیرون میآید: هر پنج شرکت بهجای اینکه صرفا پول بدهند، داراییای را به کار گرفتند که در تولیدش بهترین بودند.
۱. همکاران سیستم و سپیدار سیستم: اهدای همان چیزی که میسازند
مسئله: بسیاری از موسسههای نیکوکاری ایران نرمافزار مالی استاندارد ندارند. نتیجهاش این است که نمیتوانند صورت مالی قابل اتکا تولید کنند، و بدون صورت مالی قابل اتکا، حامی شرکتی جدی جذب نمیکنند. مسئله از جنس بودجه نیست، از جنس زیرساخت است.
اقدام: افرا با شرکتهای همکاران سیستم و سپیدار سیستم تفاهمنامهای دارد که بر اساس آن، به سازمانهای ثبتشده در پورتال افرا نرمافزار مالی اهدا میشود. موسسههایی که گواهی اعتماد افرا را دریافت میکنند، از امکان تمدید پشتیبانی سالانه سپیدار هم بهرهمند میشوند.
درسی که دارد: این نمونه دو ویژگی دارد که کمتر با هم دیده میشوند. اول اینکه شرکت محصول خودش را داده، نه پول؛ محصولی که هزینه نهایی تولید نسخه اضافهاش برای شرکت پایین است اما ارزشش برای گیرنده بالا. دوم اینکه اهدا به یک سازوکار ارزیابی وصل شده، نه به یک فهرست دلبخواهی.
فرید فولادی، رئیس هیئتمدیره شرکت همکاران سیستم، در مدرسه مدیریتی افرا هم کارگاه استراتژی، برنامهریزی، اجرا و ارزیابی در اداره موسسههای نیکوکاری را تدریس کرده است؛ یعنی مشارکت شرکت به اهدای نرمافزار محدود نمانده و به انتقال دانش هم رسیده است.
۲. دیجیکالا و پروژه «تا…کُد»: پول، تخصص و ساعت کاری با هم
مسئله: فاصله میان علاقه و دسترسی در حوزه فناوری؛ کسی که استعداد و انگیزه یادگیری برنامهنویسی دارد اما در منطقهای زندگی میکند که آموزش باکیفیت در آن نیست.
اقدام: دیجیکالا این پروژه را با مدرسه آنلاین کاریار اجرا کرد؛ مجموعهای که آموزش فناوری معطوف به اشتغال به ساکنان مناطق کمبرخوردار میدهد. جامعه هدف عمدا نه پرتوانترین گروه انتخاب شد و نه کمتوانترین؛ به گفته مصطفی شعبانپور، مدیر سابق مسئولیت اجتماعی دیجیکالا، هدف گروه متوسط بود، یعنی کسانی که دسترسی بالایی به آموزش ندارند اما آموزشپذیرند.
مدل تامین مالی، جالبترین بخش ماجرا: بودجه اولیه از کمیسیون کالاهای اهدایی در سامانه «دیجیکالا مهر» تامین شد. طی دو سال و نیم، ۳۵۰ میلیون تومان در این صندوق جمع شد و دیجیکالا ۳۵۰ میلیون تومان دیگر به آن اضافه کرد. یعنی نیمی از بودجه از کاربران آمد و نیمی از شرکت.
عدد: در دوره اول، ۷۰ نفر از ۱۰۰ نفر موفق شدند پروژه اول را کامل کنند. کاریار از سال ۱۳۹۹ به حدود ۵۰۰ نفر آموزش داده که ۳۰۰ نفرشان فارغالتحصیل شدهاند و بیش از ۱۰۰ نفر شغل پایدار دارند.
درسی که دارد: سه دارایی همزمان به کار رفته: پول شرکت، مشارکت کاربران، و ساعات کاری کارکنانی که در پروژههای اجتماعی مشارکت میکنند. ترکیب این سه، برنامه را از یک ردیف بودجه به یک فعالیت سازمانی تبدیل میکند.
مصطفی شعبانپور در ویژهبرنامه «تابآوری سازمانی» افرا هم درباره تجربه مدیریت مسئولیت اجتماعی در شرایط بحران گفتوگو کرده است.
۳. اسنپ: وقتی مسئولیت اجتماعی در خود محصول مینشیند
اقدام: گروه اسنپ فعالیتهای اجتماعی خود را در سه دسته سازمان داده است: معافیتها و تخفیفها، نیکوکاری، و دسترسپذیری. دسته سوم کمترین دیدهشدن رسانهای را دارد و از نظر ساختاری جالبترین است.
در اپلیکیشن اسنپخودرو، کاربر میتواند اعلام کند که از ویلچر یا عصا استفاده میکند، ناشنوا یا کمشنواست، یا نابینا یا کمبیناست. گزینه «از عصا استفاده میکنم» در سال ۱۴۰۳ اضافه شد.
عدد: تا پایان ۱۴۰۳، بر اساس گزارش عملکرد سالانه گروه اسنپ، ۱۶٬۵۸۷ کاربر راننده و ۹۲٬۸۷۹ کاربر مسافر نوع معلولیت خود را در اپلیکیشن ثبت کرده بودند. در همان سال، ۶۸ موسسه نیکوکاری از کد تخفیف ۲۰ درصدی رفتوآمد استفاده کردند و برای تسهیل رفتوآمد اهداکنندگان خون به ۳۵ مرکز اهدای خون، ۳۰ درصد تخفیف در نظر گرفته شد. اسنپ مجموع ارزش فعالیتهای مسئولیت اجتماعی خود در سال ۱۴۰۳ را بیش از ۲۰۰ میلیارد و ۸۷ میلیون تومان اعلام کرده است.
درسی که دارد: تغییر در طراحی محصول، پایدارترین شکل مسئولیت اجتماعی است. کمپین تمام میشود، بودجه قطع میشود، اما گزینهای که در اپلیکیشن اضافه شده تا وقتی محصول هست باقی میماند. ضمنا این تنها بخشی از برنامه اسنپ است که خودش داده تولید میکند؛ عدد ۹۲ هزار کاربر، خروجی سیستم است نه برآورد واحد روابط عمومی.
نکته روششناختی: خود اسنپ توضیح داده که طرحهایش را در دو مسیر انتخاب میکند: همراستا با ماهیت و ظرفیتهای کسبوکار، و همراستا با نیاز جامعه. این دو معیار، سادهترین فیلتری است که یک واحد CSR میتواند برای رد یا قبول پیشنهادها بگذارد.
۴. علیبابا و موسسه سیمرغ: ظرفیت مازاد بهجای پول
مسئله: بیمار ساکن شهر کوچک برای درمان تخصصی باید به تهران یا مشهد بیاید و بخش بزرگی از هزینه، خود سفر و اسکان است، نه درمان.
دارایی شرکت: علیبابا در صنعت سفر فعال است و به ظرفیت حملونقل و اقامت دسترسی دارد؛ ظرفیتی که بخشی از آن همیشه خالی میماند.
اقدام: فعالیت اجتماعی این شرکت پاییز ۱۳۹۶ و پس از زلزله کرمانشاه با اعزام امدادگران داوطلب شروع شد و بعدها در قالب موسسه سیمرغ سازمان پیدا کرد. مدل کار ساده است: تامین رایگان سفر و اسکان برای بیمار و همراهش.
عدد: تا سال ۱۴۰۰ حدود چهار هزار سفر درمانی تامین شده بود. تا پایان فروردین ۱۴۰۲ این رقم به هفت هزار سفر و شمار بیمارستانهای طرف قرارداد به ۲۶ رسید. علیبابا امروز در صفحه «درباره ما»ی خود از بیش از ۲۵ هزار سفر درمانی و اسکان رایگان میگوید.
درسی که دارد: اگر علیبابا معادل ریالی این سفرها را نقد اهدا میکرد، اثرش کمتر بود و پایدار هم نبود. ظرفیت خالی، ارزانی برای شرکت و گرانی برای گیرنده دارد؛ این عدم تقارن، جای درست شروع یک برنامه است. توضیح نظری این الگو در خلق ارزش مشترک آمده است.
۵. پلتفرم مشارکت کاربران: وقتی شرکت واسطه میشود نه پرداختکننده
دو نمونه از پنج نمونه بالا الگوی مشترکی دارند که ارزش جدا دیدن دارد.
اسنپ از فروردین ۱۴۰۰ بخش «نیکوکاری» را به اسنپکلاب اضافه کرد تا کاربران بتوانند در طرحهای اجتماعی مشارکت کنند؛ در سال ۱۴۰۳ پنج طرح نیکوکاری در این بستر اجرا شد. همچنین در سال ۱۴۰۴، در همکاری مشترک اسنپ و موسسه افرا، از ۸ موسسه نیکوکاری دارای گواهی اعتماد افرا در قالب طرح نیکوکاری حمایت شد. دیجیکالا هم با «دیجیکالا مهر» سازوکاری ساخت که کاربران کالای دستدوم خود را اهدا کنند و کمیسیون آن به صندوق پروژههای آموزشی برود.
درسی که دارد: شرکتی که میلیونها کاربر دارد، بزرگترین دارایی اجتماعیاش لزوما بودجهاش نیست، دسترسیاش است. تبدیل کردن پلتفرم به مسیر مشارکت، اثر را چند برابر بودجه شرکت میکند و ضمنا مشارکت را به رفتار عادی کاربر تبدیل میکند.
هشدار: این الگو یک شرط دارد: شفافیت. وقتی پول کاربران در میان است، گزارشدهی از یک کار خوب به یک تکلیف تبدیل میشود.
چه چیزی این پنج نمونه را کنار هم قابل مقایسه میکند
| شرکت | دارایی بهکاررفته | عدد شاخص | جنس اثر |
|---|---|---|---|
| همکاران سیستم و سپیدار | محصول نرمافزاری و دانش | اهدا به سازمانهای ثبتشده در پورتال افرا | زیرساخت مدیریتی |
| دیجیکالا | پول، تخصص و ساعت کاری کارکنان | ۷۰ نفر از ۱۰۰ نفر، تکمیل پروژه اول | مهارت و اشتغال |
| اسنپ | طراحی محصول و تخفیف خدمات | ۹۲٬۸۷۹ کاربر ثبتکننده نوع معلولیت | دسترسپذیری |
| علیبابا | ظرفیت مازاد حملونقل و اقامت | بیش از ۲۵ هزار سفر درمانی | دسترسی به درمان |
| اسنپ و دیجیکالا | پلتفرم و دسترسی به کاربر | پنج طرح نیکوکاری در ۱۴۰۳ | مشارکت جمعی |
سه الگوی مشترک در این پنج مورد دیده میشود:
- هیچکدام با اهدای صرف پول شروع نشد. در هر مورد، شرکت ابتدا از خودش پرسیده چه چیزی دارم که دیگری ندارد.
- هر پنج مورد در حوزهای اجرا شدهاند که شرکت در آن تخصص دارد. شرکت سفر، سفر داده است؛ شرکت نرمافزار، نرمافزار.
- هر پنج مورد ادامهدار بودهاند، نه یک اقدام مناسبتی. عددهای بالا حاصل چند سالاند نه یک کمپین.
چیزی که در گزارشها هنوز غایب است
انصاف حکم میکند یک نقد هم مطرح شود. بیشتر اعدادی که شرکتهای ایرانی در گزارشهای مسئولیت اجتماعی منتشر میکنند، از جنس ورودیاند نه اثر.
«۲۰۰ میلیارد تومان ارزش فعالیتهای اجتماعی» به ما میگوید چقدر خرج شده، نه اینکه چه تغییری ایجاد شده. «۳۰۰ موسسه از نرمافزار استفاده کردند» به ما میگوید چند سازمان زیرساخت مالی ایجاد کردهاند، نه اینکه وضعیتشان چقدر بهتر شد.
نزدیکترین عدد به اثر در این پنج نمونه، همان «۱۰۰ نفر شغل پایدار» کاریار است؛ چون به تغییری در وضعیت افراد اشاره میکند، نه به مقدار منبع مصرفشده است.
این ایراد اختصاصی شرکتهای ایرانی نیست و در سطح جهانی هم رایج است، اساسا محاسبه اثربخشی بسیار دشوار است، اما اصلاحش نقطه شروع سادهای دارد: در قرارداد با موسسه شریک، از ابتدا شرط کنید چه دادهای و در چه دورهای تحویل بگیرید. تفکیک خروجی از پیامد و اثر، و شاخصهای عملی هر کدام، در شاخصهای سنجش مسئولیت اجتماعی و گزارش اثر آمده است.
اگر بخواهید نمونه ششم را شما بسازید
سه پرسش، مسیر را کوتاه میکند:
- شرکت شما چه چیزی دارد که تولید نسخه اضافهاش برایتان ارزان و برای گیرنده گران است؟ این سوال شما را از بودجه به دارایی میبرد.
- بزرگترین اثر منفی فعالیت شما بر جامعه چیست؟ شروع از آنجا، هم منطقیتر است و هم در برابر نقد رسانهای مقاومتر. (انواع مسئولیت اجتماعی شرکتها)
- با کدام موسسه کار کنید؟ این پرسش، ریسکیترین بخش کار است چون به طرف مقابل وابسته است. فهرست موسسههای دارای گواهی اعتماد افرا فهرست اولیه را کوتاه میکند و چکلیست ۱۲ معیاری انتخاب شریک بقیه مسیر را پوشش میدهد.
برای مشاوره در طراحی برنامه یا اجرای کمپین، درخواستتان را در صفحه خدمات افرا برای حامیان ثبت کنید یا با شماره ۰۲۱۹۱۰۰۲۳۷۲ تماس بگیرید. همه خدمات افرا رایگان است.
پرسشهای پرتکرار
از میان نمونههایی که عدد و منبع رسمی دارند: علیبابا و موسسه سیمرغ در تامین سفر درمانی، پروژه «تا…کُد» دیجیکالا با مدرسه کاریار، برنامه دسترسپذیری اسنپ، و اهدای نرمافزار مالی همکاران سیستم و سپیدار سیستم به سازمانهای ثبتشده در پورتال افرا.
بر اساس گزارش عملکرد سالانه گروه اسنپ، مجموع ارزش فعالیتهای مسئولیت اجتماعی این گروه در سال ۱۴۰۳ بیش از ۲۰۰ میلیارد و ۸۷ میلیون تومان بوده است.
پروژه آموزش برنامهنویسی به ساکنان مناطق کمبرخوردار، با همکاری مدرسه آنلاین کاریار. بودجه اولیه آن از کمیسیون کالاهای اهدایی در دیجیکالا مهر (۳۵۰ میلیون تومان طی دو سال و نیم) بهعلاوه ۳۵۰ میلیون تومان از خود دیجیکالا تامین شد.
موسسهای که فعالیت اجتماعی علیبابا در قالب آن سازمان یافته و سفر و اسکان رایگان برای بیمارانی که برای درمان به شهرهای دیگر سفر میکنند تامین میکند.
یکی از دلایل، کمبود گزارشدهی منظم و عددمحور است. شرکتهایی که گزارش سالانه منتشر میکنند، مثل دیجیکالا و اسنپ، بیشتر قابل ارجاعاند.
شناسایی داراییای که تولید نسخه اضافهاش برای شرکت ارزان و برای گیرنده گران است، و انتخاب شریکی که شفافیت مالی و توان گزارشدهی داشته باشد.



