فاطمه سازنده در ابتدای ارائه خود، دو سوال اصلی این ارائه را اینطور تشریح کرد: «سازمانها در بحران چه چالشهایی را تجربه کردند و آنها با استفاده از چه راهکارهایی توانستند بر این چالشها غلبه کنند؟»
افرا در طول بحرانهای سال ۱۴۰۴ تلاش کرد با همراهی سازمانهای نیکوکاری، وضعیت فعالیت، چالشها و تجربههای آنها را ثبت کند. بررسیها حول دو پرسش شکل گرفتند: چه عواملی ادامه خدمت را دشوار کردند و چه آمادگیها و شیوههایی به سازمانها کمک کردند مسیر خود را پیدا کنند و به فعالیت ادامه دهند؟
قطع ارتباط، اختلال مالی و فشار بر سرمایه انسانی
یافتههای ارائهشده نشان داد که بحرانها بهطور همزمان بر ارتباطات، منابع مالی، نیروی انسانی و امکان ارائه خدمات به جامعه هدف اثر گذاشتند.
سازنده به عنوان چالش اول، از قطعی اینترنت و مسدود شدن شبکههای اجتماعی نام برد که ارتباط سازمانها با حامیان، جامعه هدف و شبکه داوطلبان را با مشکل مواجه کرد: «بر اساس یافتهها، ۷۶ ٪ از سازمانها با محدودیت یا قطع ارتباط با حامیان، بهویژه حامیان خارج از کشور، روبهرو شدند. این وضعیت در کنار دشوار شدن ارتباط با داوطلبان و از دسترس خارج شدن برخی اعضا و مدیران، ظرفیت ارتباطی سازمانها را تحت تاثیر قرار داد. مخصوصا ارتباط با داوطلبان دانشجو از بین رفت و یک اتفاق ناراحتکننده، قطع کامل ارتباطات در سازمانهایی بود که اعضا و افراد ناشنوا داشتند.»
در ادامه، چالش بعدی اختلال دریافت حمایت مالی عنوان شد: «طبق گزارشهای سازمانها، قطعی اینستاگرام و واتساپ و تلگرام از عوامل تاثیرگذار در قطع یا کم شدن حمایتها بود، چرا که ارتباط اصلی با حامیان در این بسترها صورت میگرفت. برخی سازمانهای دیگر نیز پایین آمدن قدرت خرید خود حامیان در نتیجه بحران و تورم را یکی از دلایل کم شدن عواید خود مطرح کردند. به طور میانگین در گزارش افرا، ۷۸٪از سازمانها از اختلال در دریافت حمایت مالی خبر دادند.»
فاطمه سازندنه توضیح داد که سازمانها به جز این دو حوزه مهم، در دو مبحث دیگر نیز چالشهای عمیقی تجربه کردند که یکی بخش سرمایه انسانی و دیگری ارائه خدمات به جامعه هدف است: «۵۷٪ از سازمانها از نامساعد شدن وضعیت روحی کارکنان، از جمله استرس و اضطراب، خبر دادند و ۵۶٪ با ریزش داوطلبان مواجه شدند که روی ارائه خدمات نیز تاثیر گذاشت.». این یافتهها نشان دادند که توان ادامه فعالیت تنها به منابع مالی و ابزارهای سازمانی وابسته نیست؛ وضعیت کارکنان و حفظ ظرفیت انسانی نیز در تداوم خدمترسانی نقش دارد.
سازنده با اشاره به تاثیر حوزه فعالیت روی ارائه خدمات به جامعه هدف گفت: «سازمانهایی با خدمات آموزشی، توانمندسازی و مشاوره در ۶۲٪ از سازمانها متوقف یا محدود شد. همزمان، افزایش قیمت کالاها، بهویژه دارو و مشکلات معیشتی و بیکاری در جامعه هدف، فشار بیشتری بر سازمانها و افرادی وارد کرد که به خدمات آنها نیاز داشتند.»
رفتار حامیان سازمانهای نیکوکاری در بحران
راهبر ابزار خودارزیابی افرا در ادامه بررسی چالشها، بیان کرد که طبق رفتار حامیان، افرا حامیان را در گزارش خود به ۳ گروه «حامیان خرد و مردمی»، «حامیان کلان و شرکتی» و «حامیان بینالمللی» تقسیمبندی کرد: «حامیان خرد و مردمی به دلیل مختل شدن مسیرهای ارتباطی دیجیتال که عموما راه ارتباطی این گروه از حامیان با سازمانهاست، ارتباط بسیار کمی با سازمانها گرفتند؛ اما به دلیل همزمانی ماه رمضان با بحران جنگ ۴۰روزه، یک نقش موازی و جبرانی هم برداشتند. این دسته از حامیان در این ایام حمایتهای خود را در قالب فطریه به سازمانها رساندند و بهنوعی، ضربهگیر این بحران برای سازمانها بودند.»
در خصوص حامیان شرکتی و کلان، سازنده «تاخیر در واریز حمایت» یا «جایگزین کردن حمایت نقدی با حمایت غیرنقدی» را دو رفتار پرتکرار این گروه عنوان کرد. وی همچنین اشاره داشت که حامیان بینالمللی علیرغم تمایل به حمایت، هیچ بستری برای رساندن کمکهای خود به سازمانهای نیکوکاری و مردمنهاد نداشتند.
چه آمادگیهایی به سازمانها کمک کرد؟
بخش مهمی از ارائه به تجربههایی اختصاص داشت که نشان میدادند برخی سازمانها چگونه توانستند در شرایط دشوار، خدمات ضروری خود را حفظ کنند. سازنده پنج مولفه را در این زمینه برجسته کرد: تصمیمگیری چابک و آمادگی برای بحران؛ برنامهریزی و اولویتبندی خدمات؛ ارتباطات و زیرساختهای فناوری؛ پایداری مالی و تنوع منابع؛ و سرمایه انسانی و حفظ توان ادامه فعالیت.
سازنده در خصوص تصمیمگیری چابک گفت: «سازمانهایی که هیئتمدیره فعال داشتند، خیلی سریعتر توانستند مسیر خود را پیدا کنند. همچنین ۲۵٪ از سازمانها با تشکیل تیم مدیریت بحران سه تا پنجنفره،امکان تصمیمگیری سریعتر را ایجاد کرده بودند.»

او اشاره کرد که حدود ۴۰٪ سازمانها خدمات ضروری را از فعالیتهای قابل تعویق تفکیک کرده بودند و به نوعی تلاش کردند که خدمات خود را با بحران تطبیق دهند: «این سازمانها یک حداقل بسته خدمات برای خود تعریف کردند تا در هر شرایطی، آن خدمات ارائه شود. این رویکرد مخصوصا در سازمانهایی با حوزه بهداشت و درمان یا معلولیت بودند، بیشتر دیده میشد.»
وی همچنین بیان کرد که تغییر شیوه ارائه خدمت نیز بخشی از این آمادگی بود؛ برای مثال، جایگزین کردن برخی خدمات حضوری با مشاوره و پیگیری تلفنی، یا استفاده از رابطان محلی برای توزیع اقلام و جمعآوری کمکها.
یافتههای افرا همچنین بر اهمیت برخورداری از منابع مالی متنوع و حمایتهای مستمر تاکید داشتند. در میان سازمانهای بررسیشده، ۲۸٪ از ظرفیت حامیان ثابت ماهانه و ۳۰٪ از ظرفیت جذب منابع در ماه رمضان، از جمله فطریه، کفاره، زکات و صدقات، برخوردار بودند. همچنین، ۱۴٪ از حامیان کلان و شرکتی، ۷٪ از درآمد مستقل و ۵٪ از صندوق ذخیره بحران برخوردار بودند.
سازنده همچنین اشاره داشت که حفظ خدمات سازمانهای نیکوکاری به توان، امنیت و سلامت روانی افرادی وابسته است که این خدمات را ارائه میکنند: «بر اساس یافتههای ارائهشده، ۶۴٪از سازمانها از دورکاری یا مدل ترکیبی استفاده کردند؛ شیوهای که برای سازمانهای دارای تجربه قبلی، از جمله تجربه دوران کرونا یا جنگ ۱۲روزه، امکان سازگاری بیشتری فراهم میکرد. همچنین، گفتوگوی مدیران با کارکنان، حمایت روانشناختی، توجه به امنیت شغلی و استفاده از راهکارهایی برای حفظ همکاری با نیروهای کلیدی، از دیگر اقدامهایی بودند که در این زمینه مورد توجه قرار گرفتند.»
روندی امیدوارکننده؛ افزایش سهم سازمانهای فعال
یکی از یافتههای مطرحشده در جمعبندی ارائه، تغییر سهم موسسههای فعال در سه بحران سال ۱۴۰۴ بود. بر اساس آمار ارائهشده، این سهم از ۴۰٫۲ درصد در جنگ ۱۲روزه به ۶۵٫۷ درصد در بحران دیماه و ۷۴٫۵ درصد در جنگ ۴۰روزه رسید.
این روند، نشانهای امیدوارکننده از یادگیری تدریجی سازمانها در مواجهه با بحرانهاست؛ هرچند بهتنهایی نشان نمیدهد که همه سازمانها به یک اندازه آماده شدهاند یا همه عوامل مؤثر بر تداوم فعالیت برطرف شدهاند.
سازنده در همین باره گفت: «سازمانهایی که از قبل برای شرایط دشوار آمادگی ایجاد کرده بودند، امکان بیشتری برای واکنش سریع، اولویتبندی خدمات و استفاده از راهکارهای جایگزین داشتند.»
پایداری از آمادگیهای پیش از بحران آغاز میشود
یافتههای افرا از سه بحران سال ۱۴۰۴ نشان داد که پایداری سازمانهای نیکوکاری به مجموعهای از ظرفیتهای بههمپیوسته وابسته است: تصمیمگیری و مدیریت، برنامهریزی خدمات، زیرساختهای ارتباطی و فناوری، منابع مالی متنوع و سرمایه انسانی.
این ظرفیتها زمانی بیشترین کارکرد را دارند که پیش از وقوع بحران شناسایی و تقویت شده باشند. از این منظر، استانداردسازی و بهبود مستمر میتوانند به سازمانها کمک کنند وضعیت خود را دقیقتر بشناسند، آمادگیهای لازم را توسعه دهند و برای حفظ خدمات ضروری در شرایط متغیر برنامهریزی کنند.
ارائه فاطمه سازنده در رویداد «ضربآهنگ پایداری»، قطعه دوم ارائهها و بخشی از تلاش افرا برای پیوند دادن تجربههای ثبتشده سازمانهای نیکوکاری با گفتوگو درباره زیرساختهای لازم برای تداوم فعالیت و اثرگذاری اجتماعی آنها بود.



