نجمه شهبازی، مدیرعامل انجمن مردم‌نهاد همیاری با کودکان در رویداد ضرب‌آهنگ پایداری؛ «روایت تجربه هفت سازمان نیکوکاری و مردم‌نهاد، از جذب حامی تا ساختن رابطه‌ای پایدار»

سومین قطعه از رویداد «ضرب‌آهنگ پایداری» با موضوع «تامین مالی و سفر حامی» به تجربه‌های هفت سازمان نیکوکاری و مردم‌نهاد در زمینه جذب منابع مالی، برقراری ارتباط با حامیان و حفظ این ارتباط در بلندمدت اختصاص داشت. این ارائه را نجمه شهبازی، مدیرعامل انجمن مردم‌نهاد همیاری با کودکان، به نمایندگی از این انجمن و شش سازمان دیگر ارائه کرد. محتوای این قطعه حاصل به‌اشتراک‌گذاری تجربه‌ها و برگزاری نشست‌های مشترک میان این سازمان‌ها بود؛ مجموعه‌هایی که هر یک، متناسب با ماموریت، جامعه هدف و ساختار فعالیت خود، مسیرهای متفاوتی برای جذب و نگهداشت حامیان تجربه کرده‌اند.

نجمه شهبازی مدیرعامل پویش همیاری در ضرب آهنگ پایداری

سازمان‌های مشارکت‌کننده در شکل‌گیری این ارائه عبارت بودند از انجمن حمایت از توسعه فضاهای آموزشی و فرهنگی (انجمن حامی)، بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان، بنیاد خیریه روشنای امید ایرانیان، خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان اصفهان (کسا)، مؤسسه توانمندسازی زنان و کودکان مهر و ماه، مؤسسه خیریه همیاران توسعه دانش (بنیاد دانش) و انجمن مردم‌نهاد همیاری با کودکان.

شهبازی در این ارائه، پایداری سازمان‌های مردم‌نهاد را در چارچوب چهار مولفه «تنوع»، «ماندگاری»، «اعتماد» و «تاب‌آوری» توضیح داد و بر ضرورت بازنگری در نگاه سازمان‌ها به تامین منابع مالی تاکید کرد. از نظر او، پرسش درباره تامین مالی نباید صرفاً به یافتن فرد یا مجموعه‌ای برای دریافت کمک محدود شود؛ بلکه سازمان‌ها باید به این فکر کنند که چگونه حامیان مناسب را شناسایی کنند، زمینه اعتماد متقابل را به وجود آورند و آن‌ها را به شرکای مسیر فعالیت خود تبدیل کنند.

این نگاه، مبنای شکل‌گیری استعاره «سفر حامی» در ارائه بود؛ سفری که از شناخت و دسته‌بندی حامیان آغاز می‌شود، با ایجاد فرصت‌های ارتباط و اعتمادسازی ادامه پیدا می‌کند و از طریق گزارش‌دهی و حفظ ارتباط در شرایط مختلف، به رابطه‌ای پایدارتر می‌رسد.

راهنمای مطالعه

پایداری منابع مالی؛ از یافتن حامی تا ساختن یک رابطه پایدار

سازمان‌های نیکوکاری برای ادامه فعالیت و حفظ اثر اجتماعی خود به منابع مالی نیاز دارند؛ اما دسترسی به این منابع، صرفا با شناسایی افراد برخوردار یا مراجعه مقطعی به حامیان محقق نمی‌شود. تداوم حمایت به عواملی مانند شناخت متقابل، تناسب میان اولویت‌های حامی و مأموریت سازمان، شفافیت در ارائه اطلاعات و فراهم‌کردن فرصت مشارکت وابسته است.

در این چارچوب، شهبازی پرسش آغازین بسیاری از سازمان‌ها را به چالش کشید: «از چه کسی پول بگیریم؟» او پیشنهاد کرد به‌جای محدودکردن مسئله به این پرسش، سازمان‌ها به دنبال پاسخ به این سوال باشند که چه کسانی می‌توانند شریک آن‌ها باشند و چگونه می‌توان زمینه اعتماد و همراهی این افراد و مجموعه‌ها را فراهم کرد.

تجربه‌های هفت سازمان مشارکت‌کننده نشان می‌داد که پاسخ این پرسش برای همه یکسان نیست. نوع فعالیت، جامعه هدف، سابقه سازمان، ظرفیت اجرایی و ویژگی‌های حامیان، بر شیوه ارتباط و جذب منابع اثر می‌گذارند. بااین‌حال، بررسی این تجربه‌ها به چند نقطه مشترک رسید که می‌توان آن‌ها را به‌عنوان ایستگاه‌های اصلی سفر حامی در نظر گرفت.

ایستگاه اول؛ شناخت و دسته‌بندی حامیان

نخستین گام در طراحی ارتباط با حامیان، شناخت آن‌ها و تفکیک گروه‌های مختلف بر اساس نوع رابطه، علاقه‌مندی‌ها و ظرفیت مشارکت است. سازمان‌ها نمی‌توانند بدون شناخت مخاطبان خود، برای همه آن‌ها پیشنهاد یا پیام یکسانی در نظر بگیرند.

بنیاد خیریه روشنای امید ایرانیان، که در حوزه شبه‌خانواده و حمایت از کودکان و نوجوانان در مراکز شبانه‌روزی فعالیت می‌کند، حامیان خود را در لایه‌های مختلف دسته‌بندی کرده است. نزدیک‌ترین لایه به این سازمان، شبکه حامیان خرد آن با عنوان «به هوای هم» است. این دسته‌بندی به سازمان کمک می‌کند ارتباط خود را با گروه‌های مختلف حامیان متناسب با میزان نزدیکی و نوع همراهی آن‌ها تنظیم کند. انجمن مردم‌نهاد همیاری با کودکان نیز حامیان خود را به دو گروه اصلی حقیقی و حقوقی تقسیم می‌کند و برای هر گروه، زیرگروه‌ها و شیوه‌های ارتباطی متناسبی در نظر می‌گیرد. این تفکیک، مبنایی برای طراحی پیشنهادهای متفاوت و شناخت بهتر ظرفیت‌های مشارکت است.

اما دسته‌بندی حامیان زمانی ارزشمند است که در تصمیم‌های بعدی سازمان نیز به کار گرفته شود. به گفته شهبازی، بنیاد روشنای امید ایرانیان پس از شناسایی یک نیاز، پروپوزالی تهیه می‌کند که ضرورت موضوع و اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری را در بر دارد. سپس این پیشنهاد را متناسب با لایه‌های مختلف حامیان ارائه می‌کند تا هر گروه بتواند بر اساس زمینه علاقه‌مندی و ظرفیت خود، امکان مشارکت را بررسی کند.

در انجمن همیاری با کودکان نیز برای ارتباط با حامیان خرد، از تجربه بازاریابی رویدادی استفاده می‌شود. این انجمن رویدادهایی با فضای غیررسمی برگزار می‌کند تا افراد بتوانند بدون احساس مواجهه با درخواست مستقیم کمک مالی، با فعالیت‌های سازمان آشنا شوند و فرصت تعامل با اعضای آن را پیدا کنند.

در ارتباط با حامیان حقوقی، رویکرد انجمن بر تعریف موضوع مشترک و طراحی پیشنهاد متناسب با زمینه فعالیت حامی استوار است. برای مثال، زمانی که انجمن قصد تجهیز هنرستان‌های فنی‌وحرفه‌ای در استان لرستان را داشت، پروپوزال‌هایی برای کارخانه‌های تولیدکننده چرخ خیاطی ارسال کرد. در این تجربه، به‌جای طرح یک درخواست عمومی برای کمک، زمینه‌ای مشخص برای مشارکت حامیان بالقوه تعریف شد که با حوزه فعالیت آن‌ها ارتباط داشت.

این تجربه‌ها نشان می‌دهد که شناخت حامی، صرفا به تهیه فهرستی از افراد و سازمان‌ها محدود نیست؛ بلکه باید به شناخت ظرفیت‌ها و طراحی فرصت‌های متناسب برای همراهی منجر شود.

ایستگاه دوم؛ ایجاد فرصت آشنایی و اعتمادسازی

پس از شناخت حامیان، مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان رابطه اولیه را شکل داد و زمینه آشنایی بیشتر با سازمان را فراهم کرد. در تجربه‌های مطرح‌شده، رویدادها و راهکارهای خلاقانه از یک سو و مستندسازی و مشارکت حامی در تصمیم‌گیری از سوی دیگر، دو مسیر مهم برای ایجاد و تقویت اعتماد بودند.

رویدادها؛ فرصتی برای تجربه مشارکت بدون درخواست مستقیم کمک

انجمن مردم‌نهاد همیاری با کودکان در طراحی رویدادهای خود، جذب منابع مالی را تنها هدف برگزاری برنامه‌ها در نظر نمی‌گیرد. به گفته شهبازی، این انجمن رویدادهایی برگزار می‌کند که در آن‌ها بلیت‌فروشی وجود ندارد و هدف اصلی، فراهم‌کردن فرصتی برای تجربه و تمرین مفهوم «انسان یاور انسان» است.

در این رویکرد، رویداد به فضایی برای تعامل مستقیم، آشنایی با ماموریت سازمان و شکل‌گیری ارتباطی فراتر از یک درخواست مالی تبدیل می‌شود. برگزاری چنین برنامه‌هایی، حتی در مقیاس کوچک و با حضور تعداد محدودی از افراد، می‌تواند به حفظ ارتباط میان سازمان و حامیان در فاصله میان کمپین‌های جذب منابع کمک کند.

استندهای تبریک و تسلیت؛ تبدیل یک رسم اجتماعی به فرصتی برای حمایت

تجربه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان اصفهان (کسا) نمونه دیگری از طراحی یک راهکار متناسب با نیازهای اجتماعی بود. این خیریه با بررسی نیازها و الگوهای رایج در مناسبت‌های اجتماعی، استندهای تبریک و تسلیت را به‌عنوان جایگزینی برای تاج‌گل‌های مرسوم طراحی کرد. این ایده از یک سو امکان معرفی فعالیت‌های خیریه و حمایت از درمان کودکان مبتلا به سرطان در استان اصفهان را فراهم می‌کرد و از سوی دیگر، گزینه‌ای برای مشارکت در اختیار افرادی قرار می‌داد که به مناسبت‌های مختلف به دنبال راهی برای ابراز تبریک یا همدردی بودند.

یکی از ویژگی‌های این طرح، طراحی بسته‌های متنوع با قیمت‌های متفاوت بود تا افراد با توان اقتصادی مختلف امکان مشارکت داشته باشند. به این ترتیب، یک رسم اجتماعی به فرصتی برای حمایت از ماموریت خیریه تبدیل شد؛ فرصتی که می‌توانست در موقعیت‌های مختلف تکرار شود و امکان ارتباط دوباره افراد با سازمان را فراهم کند.

این تجربه نشان می‌دهد که شناسایی نیازها و موقعیت‌های واقعی زندگی افراد، می‌تواند به طراحی راهکارهایی منجر شود که هم برای مخاطب ارزشمند باشند و هم مسیر مشارکت در فعالیت‌های نیکوکارانه را هموارتر کنند.

ایستگاه سوم؛ مستندسازی و مشارکت حامی در تصمیم‌گیری

در کنار ایجاد فرصت آشنایی با سازمان، مستندسازی تجربه‌ها و فراهم‌کردن امکان مشارکت حامی در تصمیم‌گیری‌ها، دو مسیر دیگر برای تقویت اعتماد بودند. این دو رویکرد، ظرفیت اجرایی و میزان پاسخ‌گویی سازمان را آشکارتر می‌کنند و به حامی امکان می‌دهند شناخت دقیق‌تری از نحوه پیشبرد فعالیت‌ها به دست آورد.

بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان؛ تبدیل تجربه به دانش قابل استفاده

بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان نزدیک به دو دهه در استان‌های مختلف کشور، به‌ویژه سیستان و بلوچستان، فعالیت کرده است. این بنیاد پس از تجربه‌اندوزی در اجرای برنامه‌ها و شکل‌دادن به فعالیت‌های توسعه‌ای در مناطق مختلف، بخشی از تجربه‌های خود را مستند و داده‌های حاصل از فعالیت‌ها را دسته‌بندی کرده است.

بخشی از این تجربه‌ها در قالب کتاب‌هایی با مشارکت متخصصان حوزه مربوط تدوین شده‌اند. این فرایند، علاوه بر ثبت تجربه‌های سازمان، امکان تبدیل آموخته‌های عملی به محتوایی قابل استفاده برای دیگران را فراهم کرده است. در این الگو، مستندسازی تنها به معنای ثبت فعالیت‌های انجام‌شده نیست؛ بلکه فرصتی برای نشان‌دادن ظرفیت سازمان در تحلیل تجربه‌ها، استخراج آموخته‌ها و استفاده از رویکردهای علمی در فعالیت‌های اجتماعی است. چنین رویکردی می‌تواند شناخت حامیان از توانمندی سازمان را تقویت کند و تصویر روشن‌تری از ظرفیت آن برای پیشبرد برنامه‌ها ارائه دهد.

انجمن حامی؛ مشارکت حامی در تصمیم‌گیری و توسعه پروژه

انجمن حمایت از توسعه فضاهای آموزشی و فرهنگی (انجمن حامی)، که در حوزه مدرسه‌سازی و مدرسه‌یاری در مناطق مختلف کشور فعالیت می‌کند، تجربه‌ای از مشارکت مستقیم حامی در فرایند اجرای پروژه را مطرح کرد.

در یکی از پروژه‌ها، یکی از حامیان قدیمی انجمن تصمیم گرفت به یاد یکی از عزیزان ازدست‌رفته خود، در ساخت و بازسازی یک مدرسه شش‌کلاسه در استان سیستان و بلوچستان مشارکت کند. انجمن حامی در این مرحله، حامی را به فرایند تصمیم‌گیری دعوت کرد و امکان بازدید و مشارکت او در مسیر اجرای پروژه را فراهم آورد. با گسترش این مشارکت و درگیرشدن حامی در فرایند تصمیم‌گیری، دامنه پروژه نیز توسعه پیدا کرد. در نهایت، به‌جای یک مدرسه، دو مدرسه شش‌کلاسه ساخته شد و با پیشنهاد حامی، یک کانون فرهنگی نیز به پروژه اضافه شد.

این تجربه، علاوه بر گسترش دامنه فعالیت، مسیر متفاوتی برای ارتباط با حامی ایجاد کرد؛ مسیری که در آن حامی صرفاً تأمین‌کننده منابع نبود، بلکه در تصمیم‌گیری و توسعه پروژه نیز نقش داشت.

مجموع این دو تجربه نشان می‌دهد که اعتمادسازی می‌تواند از طریق نشان‌دادن توانمندی‌های واقعی سازمان و فراهم‌کردن امکان مشارکت معنادار حامی شکل بگیرد. در چنین رابطه‌ای، حامی فرصت بیشتری برای شناخت فرایندها و اثر تصمیم‌های خود پیدا می‌کند و سازمان نیز می‌تواند از ظرفیت فکری و تجربه او در پیشبرد فعالیت‌ها بهره ببرد.

ایستگاه چهارم؛ گزارش‌دهی، از ثبت فعالیت‌ها تا نشان‌دادن اثربخشی

یکی از پرسش‌های مهم سازمان‌های نیکوکاری این است که پس از جذب منابع و اجرای فعالیت‌ها، چگونه می‌توانند رابطه خود را با حامیان حفظ کنند. در ارائه شهبازی، گزارش‌دهی یکی از ابزارهای اصلی برای پاسخ‌گویی، انتقال اطلاعات و تداوم ارتباط معرفی شد؛ با این تأکید که گزارش مناسب، صرفاً فهرستی از اقدامات انجام‌شده نیست.

بنیاد دانش؛ گزارش‌دهی برای یادگیری و ارزیابی عملکرد

موسسه خیریه همیاران توسعه دانش (بنیاد دانش)، که در حوزه حمایت از دانش‌آموزان فعالیت می‌کند، گزارش‌دهی را بخشی از فرایند ارزیابی عملکرد سازمان می‌داند. این سازمان با استفاده از شاخص‌های کمی و کیفی، عملکرد خود را به‌صورت دوره‌ای بررسی می‌کند و نتایج این بررسی‌ها ابتدا در داخل سازمان مورد توجه قرار می‌گیرند.

در این فرایند، اهداف محقق‌نشده نیز بررسی می‌شوند تا سازمان بتواند دلایل فاصله میان برنامه‌ریزی و نتیجه را شناسایی کند. سپس گزارش، تصویری از عملکرد و اثربخشی اقدامات برای مخاطبان بیرونی ارائه می‌دهد.

در این رویکرد، تمرکز تنها بر این نیست که سازمان چه فعالیت‌هایی انجام داده است؛ بلکه اهمیت دارد که این اقدامات چه نتایجی داشته‌اند، چه اهدافی محقق نشده‌اند و نتایج به‌دست‌آمده چگونه می‌توانند بر تصمیم‌های بعدی اثر بگذارند. چنین نگاهی، گزارش‌دهی را از یک فعالیت صرفا اطلاع‌رسان به ابزاری برای یادگیری سازمانی و بهبود عملکرد تبدیل می‌کند؛ ابزاری که می‌تواند به حامیان کمک کند شناخت دقیق‌تری از نتایج حمایت خود و نحوه استفاده از منابع به دست آورند.

مهر و ماه؛ گزارش‌دهی متناسب با نیاز گروه‌های مختلف حامیان

موسسه توانمندسازی زنان و کودکان مهر و ماه با بیش از ۱۴ سال فعالیت در منطقه فرحزاد، گزارش‌دهی را از ابتدا یکی از ارکان مهم فعالیت سازمانی خود در نظر گرفته است. این موسسه در طول فعالیت خود، الگوهای گزارش‌دهی را متناسب با نیاز و سلیقه مخاطبان مختلف بازنگری کرده است.

بر اساس تجربه مطرح‌شده در ارائه، مهر و ماه در حال حاضر بیش از ۱۰ الگوی گزارش دارد؛ از گزارش‌های توصیفی و تحلیلی تا گزارش‌های کوتاه و مصور، گزارش‌های سه‌ماهه، شش‌ماهه و سالانه و گزارش‌های حسابرسی. تنوع این الگوها به تفاوت میان پروژه‌ها و گروه‌های حامیان مربوط است. برای مثال، حامیان یک پروژه پیش‌دبستانی ممکن است به اطلاعاتی متفاوت از حامیان برنامه‌های مرتبط با کودکان بازمانده از تحصیل نیاز داشته باشند. بنابراین، سازمان تلاش می‌کند متناسب با نوع فعالیت و نیاز مخاطب، اطلاعات مناسب را در قالب گزارش ارائه کند.

نکته مهم در این تجربه، نگاه فرایندی به گزارش‌دهی است. گزارش موثر با تهیه یک سند در پایان پروژه شکل نمی‌گیرد، بلکه به جمع‌آوری اطلاعات، بررسی مستمر عملکرد و شناخت نیازهای مخاطبان در طول زمان وابسته است.

بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان؛ چهار اصل برای بازنگری در گزارش‌ها

بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان نیز پس از سال‌ها تجربه در مستندسازی و دسته‌بندی داده‌ها، تصمیم گرفت شیوه گزارش‌دهی خود را بازنگری کند. این بنیاد برای این منظور، تجربه پنج سازمان داخلی و خارجی را بررسی کرد و از مقایسه تجربه‌های موفق و ناموفق در سازمان‌های مردم‌نهاد و تجاری، به چهار اصل برای بهبود گزارش‌های خود رسید:

  • خلوت‌سازی: کاهش شلوغی و اطلاعات غیرضروری در گزارش.
  • گزیده‌سازی: انتخاب اطلاعات اصلی و مرتبط با نیاز مخاطب.
  • جذاب‌سازی: بهبود نحوه ارائه اطلاعات برای افزایش خوانایی و ارتباط مؤثرتر با مخاطب.
  • عملکردمحوری: تمرکز بر نتایج و عملکرد سازمان، به‌جای محدودشدن به شرح فعالیت‌ها.

این تجربه نشان می‌دهد که کیفیت گزارش‌دهی تنها به حجم اطلاعات وابسته نیست. سازمان باید بتواند اطلاعات مرتبط را انتخاب کند، آن‌ها را به شکلی قابل فهم ارائه دهد و ارتباط میان منابع، اقدامات و نتایج را روشن سازد.

حفظ ارتباط در فاصله میان کمپین‌ها

در تجربه انجمن مردم‌نهاد همیاری با کودکان، حفظ ارتباط با حامیان به زمان درخواست منابع مالی محدود نمی‌شود. این انجمن در فاصله میان کمپین‌ها نیز رویدادهایی، حتی در مقیاس کوچک و با حضور حدود ۱۰ تا ۲۰ نفر، برگزار می‌کند تا ارتباط مستقیم و حضوری با حامیان ادامه پیدا کند. این رویکرد، رابطه با حامی را از ارتباطی مقطعی که تنها هنگام نیاز مالی فعال می‌شود، به ارتباطی مستمر تبدیل می‌کند. در چنین الگویی، آشنایی با سازمان، گفت‌وگو و تعامل می‌توانند مستقل از درخواست کمک مالی نیز ادامه داشته باشند.

ایستگاه پنجم؛ حفظ همراهی در شرایط بحران

سفر حامی، مانند هر رابطه دیگری، ممکن است با شرایط پیش‌بینی‌نشده و بحران روبه‌رو شود. شهبازی با اشاره به تجربه بحران‌های سال ۱۴۰۴، توضیح داد که حفظ ارتباط در چنین شرایطی می‌تواند بخشی از مسئولیت سازمان در قبال حامیان باشد.

بر اساس تجربه‌های مطرح‌شده، بنیاد خیریه روشنای امید ایرانیان و انجمن مردم‌نهاد همیاری با کودکان تلاش کردند از طریق تماس‌های تلفنی، ارتباط خود را با حامیان حفظ کنند. در شرایطی که امکان برقراری ارتباط یا انجام فعالیت‌های معمول ممکن است محدود شود، تماس مستقیم راهی برای ادامه ارتباط و اطلاع از وضعیت افراد فراهم می‌کند.

انجمن همیاری با کودکان، علاوه بر حفظ ارتباط تلفنی، در دوره جنگ امکان ارتباط حامیان و فرزندان آن‌ها با روان‌شناسان و تیم مشاوره داوطلب انجمن را نیز فراهم کرد. پس از آن، کارگاه‌هایی با موضوع روان‌شناسی و خودمراقبتی برگزار شد تا این ارتباط حمایتی ادامه پیدا کند. این تجربه، دامنه رابطه سازمان با حامی را فراتر از مناسبات مالی نشان می‌دهد. در اینجا سازمان، در شرایط دشوار، صرفاً در انتظار ادامه حمایت نیست؛ بلکه می‌کوشد متناسب با شرایط و نیازهای حامیان، نقش حمایتی خود را نیز ایفا کند.

از این منظر، تاب‌آوری در رابطه با حامی تنها به حفظ منابع مالی در زمان بحران محدود نمی‌شود، بلکه توانایی سازمان برای حفظ ارتباط، شناخت نیازهای جدید و یافتن شیوه‌های متناسب برای همراهی را نیز در بر می‌گیرد.

از شناخت حامی تا اعتماد متقابل؛ سفری که یک‌شبه ساخته نمی‌شود

ارائه «تامین مالی و سفر حامی» در رویداد «ضرب‌آهنگ پایداری» با کنار هم قرار دادن تجربه‌های هفت سازمان نیکوکاری و مردم‌نهاد، نشان داد که جذب و نگهداشت حامی مجموعه‌ای از اقدامات پراکنده نیست؛ بلکه فرایندی پیوسته است که از شناخت حامیان آغاز می‌شود و با طراحی فرصت‌های متناسب برای مشارکت، اعتمادسازی، مستندسازی، گزارش‌دهی و حفظ ارتباط در شرایط مختلف ادامه پیدا می‌کند.

تجربه‌های مطرح‌شده، مسیرهای متفاوتی را برای رسیدن به این هدف نشان می‌دادند: از دسته‌بندی حامیان و طراحی پیشنهادهای متناسب با ظرفیت آن‌ها تا تبدیل یک رسم اجتماعی به فرصتی برای مشارکت، مستندسازی دانش سازمانی، سهیم‌کردن حامی در تصمیم‌گیری، گزارش‌دهی اثرمحور و همراهی با حامیان در شرایط بحران.

با وجود تفاوت این تجربه‌ها، وجه مشترک آن‌ها تغییر نگاه به حامی بود؛ نگاهی که در آن، حامی صرفاً منبعی برای تأمین منابع مالی نیست، بلکه می‌تواند شریک سازمان در پیشبرد مأموریت اجتماعی آن باشد. در این چارچوب، تنوع در منابع و گروه‌های حامیان، ماندگاری ارتباط، اعتماد متقابل و تاب‌آوری در شرایط دشوار، به یکدیگر پیوند می‌خورند و می‌توانند به پایداری بیشتر سازمان کمک کنند.

همان‌طور که شهبازی در جمع‌بندی ارائه خود تأکید کرد، رابطه با حامی یک‌شبه شکل نمی‌گیرد. این رابطه به شناخت، توجه مستمر، یادگیری از تجربه‌ها و فراهم‌کردن فرصت‌های واقعی برای مشارکت نیاز دارد؛ سفری که تداوم آن می‌تواند زمینه پایداری منابع و استمرار اثر اجتماعی سازمان‌های نیکوکاری را تقویت کند.

گزارش تحلیلی از وضعیت، چالش‌ها و راهکارهای استفاده‌شده در اکوسیستم نیکوکاری در جنگ ۴۰روزه منتشر شد!

گزارش وضعیت اکوسیستم نیکوکاری در دی‌ماه ۱۴۰۴ را به شکل فایل و رایگان دریافت کنید.

ویژه‌برنامه تاب‌آوری سازمانی افرا

گفت‌وگو با مدیران خبره اکوسیستم نیکوکاری درباره مدیریت بحران و تاب‌آوری سازمانی


خودارزیابی افرا

بر اساس استاندارد افرا، موسسه‌ نیکوکاری یا سازمان مردم‌نهاد خود را به‌صورت رایگان مورد سنجش قرار دهید و یک گزارش مدیریتی دریافت کنید.