موسسههای نیکوکاری علاوه بر چالشهای معمول هر سازمان، با مسئولیت اجتماعی و اخلاقی گستردهای هم روبهرو هستند. یک سیل، یک شایعه در فضای مجازی، جنگهای منطقهای فراگیر که در سال گذشته دو بار شاهد آن بودیم، افشای اطلاعات مددجویان یا توقف ناگهانی کمکهای یک خیّر بزرگ میتواند همزمان تداوم خدمات، اعتماد خیرین و اعتبار اجتماعی سازمان را تهدید کند.
تجربه سالهای اخیر در کشور و مخصوصا سال ۱۴۰۴، مثل جنگ ۱۲روزه، بحران دیماه ۱۴۰۴ و جنگ ۴۰روزه، نشان داد که بحرانها همیشه از درون سازمان نمیآیند. در این رویدادها، بسیاری از سازمانهای مردمنهاد و خیریهها همزمان با دو فشار روبهرو شدند: خودشان آسیب دیدند و در عین حال تقاضای خدمات از آنها، چند برابر شد. سازمانهایی که از پیش سند و رویه داشتند، توانستند سریعتر بازآرایی کنند؛ بقیه، هفتههای اول را صرف تصمیمگیریهای لحظهای کردند. آمادگی برای این شرایط، بخشی جداییناپذیر از حکمرانی مطلوب در نهادهای خیریه است.
افرا تجربه سازمانهای نیکوکاری و مردمنهاد در این دوره را در دو گزارش میدانی منتشر کرده است که میتوانید آنها را به رایگان دانلود و مطالعه کنید:
- گزارش نخست وضعیت سازمانهای نیکوکاری و مردمنهاد در دیماه ۱۴۰۴
- گزارش دوم وضعیت سازمانهای نیکوکاری و مردمنهاد در جنگ ۴۰روزه.
بحران در یک موسسه نیکوکاری یا خیریه یعنی چه؟
بحران (Crisis) هر رویداد یا شرایطی است که توانایی سازمان را در تحقق ماموریتش تهدید کند. بحران میتواند رویدادی کوتاهمدت باشد یا شرایطی ایجاد کند که سازمان را هفتهها و ماهها تحت فشار جدی نگه دارد. برخی بحرانها قابل پیشبینی و در نتیجه قابل پیشگیریاند و برخی دیگر ناگهانی و اجتنابناپذیر.
برخی موسسهها ممکن است دههها بدون مواجهه با بحران داخلی فعالیت کنند و برخی دیگر بارها درگیر موقعیتهایی شوند که موجودیتشان را به خطر میاندازد. در این بحرانهای کوچک و بزرگ، میزان آسیبپذیری هر سازمان به ماهیت فعالیتها، ساختار، شیوه اداره و محیط عملیاتی آن بستگی دارد.
تفاوت حادثه، بحران و شرایط اضطراری
تفکیک این سه مفهوم، پایه درستنویسی آییننامه مدیریت بحران است:
- حادثه: رویدادی محدود که با رویههای عادی سازمان قابل مدیریت است؛ مثل قطعی برق ساختمان اداری.
- شرایط اضطراری: رویدادی که جان یا سلامت افراد را تهدید میکند و نیازمند واکنش فوری است؛ مثل آتشسوزی در مرکز نگهداری.
- بحران: رویدادی که از ظرفیت رویههای عادی فراتر میرود و ماموریت، اعتبار یا تداوم فعالیت سازمان را تهدید میکند؛ مثل بروز جنگ تحمیلی یا از دست رفتن ساختمان فعالیت موسسه.
مرز میان اینها را باید در آییننامه، با شاخصهای مشخص (سطح خسارت، دامنه تاثیر، گروههای تاثیرپذیر، بازتاب رسانهای و…) تعریف کرد؛ چون همین تعریف است که تعیین میکند چه زمانی سازمان وارد وضعیت بحران میشود و دقیقا در چه لحظهای اختیارات ویژه فعال میشوند.
آییننامه مدیریت بحران چه تفاوتی با برنامه مدیریت بحران دارد؟
این دو اصطلاح معمولا به جای هم به کار میروند، اما یکی نیستند:
| ویژگی | آییننامه مدیریت بحران | برنامه مدیریت بحران |
| ماهیت | سند حاکمیتی و سیاستگذار | سند اجرایی و عملیاتی |
| مرجع تصویب | هیئتمدیره یا هیئتامنا | کمیته مدیریت بحران/مدیرعامل |
| محتوا | اصول، تعاریف، ارکان، اختیارات، مسئولیتها | سناریوها، اقدامات گامبهگام، زمانبندی، فهرستهای تماس |
| تناوب بازنگری | معمولا چندساله | حداقل سالانه و پس از هر بحران یا مانور |
| پاسخ به پرسش | «چه کسی حق تصمیمگیری در چه زمینهای را دارد؟» | «دقیقا در کدام لحظه، چه کاری انجام دهیم؟» |
به بیان ساده، آییننامه مدیریت بحران، قانون اساسیِ مدیریت بحران در سازمان است و برنامه، دفترچه راهنمای اجرای آن. یک موسسه نیکوکاری به هر دو نیاز دارد.
چه کسی آییننامه مدیریت بحران را تصویب میکند؟
آییننامه مدیریت بحران باید ذیل اساسنامه موسسه و در چارچوب اختیارات هیئتمدیره تدوین و به تصویب هیئتمدیره (و در برخی موسسهها هیئتامنا) برسد. توجه به سه نکته ضروری است:
- آییننامه نباید با اساسنامه و مصوبات مجمع در تعارض باشد؛ بهویژه در بخش تفویض اختیارات مالی در شرایط اضطراری.
- الزامات نهاد ناظر صادرکننده مجوز موسسه (سازمان بهزیستی، فرمانداری، وزارت کشور یا سایر مراجع) باید در متن لحاظ شود.
- در بحرانهایی با ابعاد ملی یا منطقهای، سازوکار هماهنگی با ستاد مدیریت بحران استان یا شهرستان باید از پیش مشخص شده باشد، نه در لحظه وقوع حادثه.
البته که پس از تایید، باید تمامی بخشهای سازمان در جریان جزییات آییننامه مدیریت بحران قرار بگیرند.
چرا موسسههای نیکوکاری به آییننامه مدیریت بحران نیاز دارند؟
مدیریت هر بحران بر دو رکن استوار است: برنامهریزی (آمادگی) و پاسخگویی (واکنش). سازمانهایی که احتمال وقوع بحران را از پیش در نظر میگیرند، در زمان وقوع، آمادگی بیشتری دارند و گاهی میتوانند از تبدیل یک حادثه به بحران جلوگیری کنند. مهمترین مزایای داشتن این سند:
- تسریع تصمیمگیری: افراد از پیش میدانند چه باید بکنند؛ در نتیجه زمان طلایی واکنش از دست نمیرود.
- کاهش پیامدهای مالی: واکنش سریع و هماهنگ، خسارت مستقیم، افت درآمد و هزینه بازیابی را کم میکند.
- حفاظت از اعتماد خیرین: شفافیت و اطلاعرسانی منظم در بحران، سرمایه اجتماعی سازمان را حفظ میکند؛ سرمایهای که در نهادهای خیریه، حیاتیتر از داراییهای صرفا مالی است.
- حفاظت از مددجویان: بهویژه در موسسههایی که با کودکان، سالمندان یا افراد دارای بیماریهای سخت یا معلولیت کار میکنند، وجود رویه مشخص، امنیت گروههای آسیبپذیر را تضمین میکند.
- آرامش و اطمینان کارکنان و داوطلبان: آگاهی از وجود برنامه، احساس امنیت و انسجام تیم را در شرایط پرفشار بالا میبرد.
- پاسخگویی به نهاد ناظر: مستندات مدیریت بحران، بخشی از پرونده حکمرانی و ارزیابی موسسه است و صحهای است بر مسئولیتپذیری و سیستماتیک بودن سازمان.
رایجترین بحرانهای موسسههای نیکوکاری
پیش از تدوین آییننامه، باید بدانید با چه چیزی روبهرو هستید. شایعترین دستههای بحران در نهادهای خیریه عبارتاند از:
- بحران اعتبار و اعتماد: شایعه یا اتهام در شبکههای اجتماعی، انتقاد رسانهای درباره نحوه هزینهکرد کمکها.
- بحران مالی: توقف کمک یک خیّر بزرگ، اثر تورم بر هزینههای جاری، کسری بودجه پروژههای نیمهتمام.
- بحران تخلف و سوءاستفاده: اختلاس یا تخلف مالی کارکنان، تعارض منافع در اعضای هیئتمدیره.
- بحران حفاظت از مددجو: آسیب، سوء رفتار یا حادثه در مراکز نگهداری و برنامههای میدانی.
- بحران داده و امنیت سایبری: افشای اطلاعات هویتی و مالی مددجویان و خیرین، حمله نرمافزاری به سامانهها.
- بحران عملیاتی: بلایای طبیعی، فوت یا کنارهگیری ناگهانی موسس یا مدیرعامل، از دست رفتن ساختمان یا انبار.
- بحران فراگیر و ملی: جنگ، ناآرامی، اختلال گسترده اینترنت و ارتباطات، قطعی طولانی برق و سوخت، جهش ناگهانی نرخ ارز و تورم. ویژگی این دسته آن است که همزمان همه سازمانها را درگیر میکند و شبکه پشتیبان بیرونی هم در دسترس نیست.
بحران فراگیر: وقتی خودِ سازمان هم آسیبدیده است
بیشتر منابع حوزه مدیریت بحران فرض میگیرند که بحران، رویدادی است که برای سازمان رخ میدهد و بیرونِ آن، دنیا سر جایش است: بیمه کار میکند، بانک باز است، اینترنت وصل است و میشود به نهاد ناظر زنگ زد. در بحرانهای فراگیر، مثلا مانند آنچه در جنگ ۴۰روزه رخ داد، خلاف این فرض اثبات میشود. چند تفاوت کلیدی که باید در آییننامه دیده شود:
- همزمانی آسیب و تقاضا: درست وقتی ظرفیت سازمان کم میشود، انتظار جامعه از آن بالا میرود. بدون اولویتبندی از پیش تعیینشده، سازمان منابع محدودش را روی هر چیزی که سر راه است خرج میکند.
- از کار افتادن کانالهای ارتباطی: اختلال اینترنت و پیامرسانها یعنی گروههای کاری، سامانه مددکاری و درگاه پرداخت همزمان از دسترس خارج میشوند. کانال جایگزین باید از قبل تعیین و تمرین شده باشد.
- پراکندگی نیروی انسانی: جابهجایی، تعطیلی و ناامنی مسیر باعث میشود بخشی از کارکنان و داوطلبان در دسترس نباشند. بدون جانشین تعریفشده برای هر نقش، کار زمین میماند.
- فشار همزمان بر منابع مالی: جهش هزینهها و مکث خیرین در تصمیمگیری، جریان نقدی را کوتاه میکند؛ در حالی که نیاز مددجویان بیشترین حد خود را دارد.
- محدودیت هماهنگی بیرونی: نهادهای ناظر و امدادی خودشان درگیرند و پاسخدهیشان کند میشود؛ شبکه همکاری میان خیریهها به مسیر عملیتری تبدیل میشود.
حداقل آمادگی برای بحران فراگیر
اگر قرار باشد فقط چند اقدام را انجام دهید، اینها را انتخاب کنید:
- درخت تماس آفلاین: فهرست تماس روی کاغذ و در چند نقطه، به همراه یک کانال ارتباطی جایگزین (پیامک، تماس صوتی، نقطه ملاقات فیزیکی) که همه از قبل میدانند.
- فهرست خدمات حیاتی: مشخص کنید در وضعیت حداقلی، کدام سه یا چهار خدمت به هیچ قیمتی قطع نمیشود و کدامها موقتا تعلیق میشوند.
- تفویض اختیار در غیاب مدیران: تعیین جانشین اول و دوم با اختیارات مکتوب برای هر نقش کلیدی.
- ذخیره نقدی و اقلام اضطراری: حداقل موجودی نقدی برای چند هفته و برآورد اقلام حیاتی مددجویان.
- پشتیبان داده در خارج از محل: نسخه پشتیبان اطلاعات مددجویان و حسابداری، جدا از دفتر مرکزی.
- پروتکل حضور و دورکاری اضطراری: شرایط تعطیلی، حضور حداقلی و ایمنی رفتوآمد کارکنان و داوطلبان.
- تفاهم با سازمانهای همکار: توافق ساده و از پیش تعیینشده برای تقسیم بار و پشتیبانی متقابل میان چند خیریه.
شش گام تدوین برنامه مدیریت بحران
۱. تشکیل تیم رهبری بحران
نخستین گام، تشکیل تیمی از مدیران و افراد کلیدی است که در زمان بحران مسئولیت هدایت، تصمیمگیری و هماهنگی را بر عهده میگیرند. برای هر نقش، یک جانشین هم تعیین کنید؛ بحران منتظر حضور افراد نمیماند. تشکیل این تیم در همان ابتدای فرایند باعث میشود همه اعضا از آغاز، درک مشترکی از اهداف و مسئولیتهای خود داشته باشند.
۲. نقشهبرداری از ریسکها
نقشهبرداری ریسک یعنی بررسی نظاممند تمام خطراتی که فعالیت خیریه را تهدید میکنند. برای مثال، در موسسههایی که با کودکان یا سالمندان کار میکنند، ریسکهای حفاظت از مددجو در اولویت است؛ و در سازمانهایی که حجم زیادی اطلاعات شخصی و مالی نگه میدارند، امنیت داده مهمترین ریسک محسوب میشود.
هر ریسک را بر اساس دو معیار احتمال وقوع و شدت اثر امتیازدهی کنید تا اولویتها روشن شود. نقشه ریسک سندی ثابت نیست؛ اگر سازمان فعالیت خود را به حوزههای پرخطرتری مانند امدادرسانی در مناطق حادثهدیده گسترش دهد، باید ریسکهای جدید هم وارد نقشه شوند. توصیه میشود پیش از تهیه نقشه، کارگاهی با حضور کارکنان، مدیران، داوطلبان و سایر ذینفعان برگزار شود.
۳. ارزیابی آثار و پیامدها
پس از شناسایی مخاطرات پراحتمال، آثار هر یک را با مشارکت تیم رهبری بحران ارزیابی کنید. چون هر مخاطره پیامد متفاوتی دارد، هر کدام باید مستقل تحلیل شود. این پیامدها میتواند شامل آسیب به اعتبار، تاخیر در ارائه خدمات، کاهش درآمد، جریمههای قانونی و مقرراتی یا سایر خسارات مالی و عملیاتی باشد. در کنار آن، دو شاخص کلیدی را تعیین کنید: حداکثر زمان قابل تحمل توقف هر خدمت و حداقل منابعی که برای ادامه خدمات حیاتی لازم است.
۴. تدوین برنامه پاسخ
برای هر مخاطره، یک برنامه پاسخ یا برنامه اقتضایی تدوین کنید که مشخص میکند چه اقداماتی، توسط چه کسی و در چه بازه زمانی انجام میشود.
برای نمونه، اگر اطلاعات مددجویان یک موسسه بر اثر نفوذ سایبری افشا شود: یک نفر مسئول قطع دسترسی و ایمنسازی سامانه است، فرد دیگری اطلاعرسانی به افراد آسیبدیده و نهاد ناظر را بر عهده میگیرد، سخنگوی سازمان پاسخگوی رسانهها میشود و گروهی هم ابعاد حقوقی و میزان خسارت را ارزیابی میکند.
۵. مستندسازی و نهاییسازی
تمام اطلاعات باید بهصورت رسمی مستند شود. برنامه باید دستکم شامل این عناصر باشد: سازوکار فعالسازی برنامه، فهرست تماس اضطراری، ساختار فرماندهی، نقشها و مسئولیتها، رویههای اجرایی و پیوستهای عملیاتی. یک نسخه از این سند را خارج از سامانههای سازمان نگه دارید؛ اگر بحران، سامانهها را از دسترس خارج کند، برنامهای که فقط روی سرور است به کار نمیآید.
۶. آموزش، مانور و بازنگری
سندی که خوانده و تمرین نشده باشد، در بحران کار نمیکند. حداقل سالی یک بار یک مانور رومیزی برگزار کنید: یک سناریو را روی میز بگذارید و از تیم بخواهید تصمیمهایشان را عملاً اجرا کنند. برنامه مدیریت بحران باید حداقل سالی یکبار و همچنین پس از هر بحران یا مانور، بازنگری و بهروزرسانی شود تا با مخاطرات نوظهور و درسآموختههای سازمان همسو بماند.
جدول سناریو–پاسخ
این جدول را متناسب با بحرانهای محتمل سازمان خودتان بازنویسی کنید:
| نوع بحران | سطح | مسئول اول | اقدام ۲۴ ساعت اول | اطلاعرسانی |
| شایعه یا اتهام رسانهای | بحرانی | مدیرعامل | تشکیل تیم بحران، جمعآوری مستندات، انتشار بیانیه اولیه | خیرین، رسانهها، کارکنان |
| افشای اطلاعات مددجویان | بحرانی | مسئول فناوری اطلاعات | قطع دسترسی، ارزیابی دامنه نشت، مستندسازی | افراد آسیبدیده، نهاد ناظر، مشاور حقوقی |
| تخلف مالی کارکنان | بحرانی | بازرس / مدیر مالی | تعلیق دسترسی، حسابرسی فوری، گزارش به هیئتمدیره | هیئتمدیره، بازرس قانونی |
| حادثه برای مددجو | اضطراری | مدیر مرکز | امدادرسانی، اطلاع به خانواده، ثبت گزارش حادثه | خانواده، اورژانس، نهاد ناظر |
| بلای طبیعی و توقف خدمات | بحرانی | مدیر عملیات | فعالسازی محل جایگزین، تأمین خدمات حیاتی | کارکنان، مددجویان، خیرین |
| ریزش شدید کمکها | هشدار | مدیر منابع مالی | بازنگری بودجه، اولویتبندی پروژهها، کمپین اضطراری | هیئتمدیره، خیرین کلیدی |
| بحران فراگیر ملی (جنگ، ناآرامی) | بحرانی | هیئتمدیره + مدیرعامل | فعالسازی وضعیت حداقلی، تعیین خدمات حیاتی، بررسی امنیت کارکنان | کارکنان، داوطلبان، مددجویان، خیرین |
| اختلال گسترده اینترنت و ارتباطات | بحرانی | مدیر عملیات | فعالسازی درخت تماس آفلاین، انتقال ثبت خدمات به فرم کاغذی | کارکنان، مددجویان، خیرین |
| جهش هزینهها و کوتاهی جریان نقدی | هشدار | مدیر مالی | سناریوی بودجه حداقلی، مذاکره با تأمینکنندگان، اطلاع به خیرین کلیدی | هیئتمدیره، خیرین کلیدی |
ساختار پیشنهادی مواد آییننامه
اگر میخواهید آییننامه را از صفر بنویسید، این ساختار را مبنا قرار دهید:
- ماده ۱ – هدف: حفاظت از جان افراد، تداوم خدمات و صیانت از اعتبار موسسه.
- ماده ۲ – دامنه شمول: کارکنان، اعضای هیئتمدیره، داوطلبان، پیمانکاران و تمام مراکز تابعه.
- ماده ۳ – تعاریف: حادثه، شرایط اضطراری، بحران، سطوح بحران.
- ماده ۴ – ارکان: ترکیب کمیته مدیریت بحران، رئیس، دبیر، اعضا و جانشینان.
- ماده ۵ – سازوکار فعالسازی: چه کسی و با چه شاخصی وضعیت بحران را اعلام میکند.
- ماده ۶ – اختیارات ویژه: سقف تصمیمگیری مالی و اداری در شرایط بحران.
- ماده ۷ – ارتباطات: سخنگوی رسمی و ممنوعیت اظهارنظر سایر افراد.
- ماده ۸ – مستندسازی و گزارشدهی: ثبت وقایع و ارائه گزارش پس از بحران.
- ماده ۹ – وضعیت فراگیر: رویه سازمان در بحرانهای ملی؛ شامل شرایط اعلام وضعیت حداقلی، فهرست خدمات حیاتی، پروتکل دورکاری و حضور اضطراری، و کانال ارتباطی جایگزین.
- ماده ۱۰ – آموزش و مانور: تناوب برگزاری و مسئول اجرا.
- ماده ۱۱ – بازنگری: مرجع و تناوب بازنگری آییننامه.
مدیریت ارتباطات در بحران
در نهادهای خیریه، بیشترین آسیب معمولا از خودِ حادثه نیست؛ از نحوه اطلاعرسانی درباره آن است. چند اصل عملی:
- سخنگوی واحد: فقط یک نفر از طرف سازمان صحبت میکند و بقیه به او ارجاع میدهند.
- بیانیه اولیه سریع: در ساعتهای نخست، حتی اگر همه اطلاعات را ندارید، موضع سازمان را اعلام کنید: چه میدانیم، چه اقدامی کردهایم، چه زمانی اطلاعات بعدی را میدهیم.
- حدس نزنید: هرگز پیش از تایید، علت یا مقصر را اعلام نکنید؛ عقبنشینی از یک اظهارنظر اشتباه، پرهزینهتر از سکوت موقت است.
- اولویت با ذینفعان مستقیم: مددجویان، خانوادهها، کارکنان و خیرین باید پیش از رسانهها مطلع شوند.
- حفظ حریم خصوصی: هیچ اطلاعات هویتی مددجویان، حتی برای دفاع از سازمان، منتشر نشود.
چکلیست آمادگی
☐ آییننامه مدیریت بحران مصوب هیئتمدیره دارید؟
☐ کمیته بحران با نقشها و جانشینان مشخص تشکیل شده است؟
☐ نقشه ریسک بهروز و امتیازدهیشده دارید؟
☐ فهرست تماس اضطراری خارج از سامانههای سازمان نگهداری میشود؟
☐ سخنگوی رسمی و متنهای پیشنویس بیانیه آماده است؟
☐ نسخه پشتیبان دادهها بهصورت دورهای آزمایش میشود؟
☐ برای قطع اینترنت و پیامرسانها کانال ارتباطی جایگزین تعیین و تمرین شده است؟
☐ فهرست خدمات حیاتی و ترتیب تعلیق سایر خدمات مشخص است؟
☐ حداقل ذخیره نقدی برای چند هفته فعالیت پیشبینی شده است؟
☐ در ۱۲ ماه گذشته مانور برگزار کردهاید؟
سوالات متداول
آیا موسسههای کوچک هم به آییننامه مدیریت بحران نیاز دارند؟
بله. موسسههای کوچک منابع کمتری برای جذب ضربه دارند و یک بحران میتواند فعالیتشان را متوقف کند. برای آنها یک آییننامه چندصفحهای با فهرست تماس و سه چهار سناریوی کلیدی کافی است.
آییننامه مدیریت بحران چند صفحه باید باشد؟
حجم مهم نیست، کارآمدی مهم است. سندی که در لحظه بحران در سه دقیقه بتوان مسئول و اقدام اول را از آن پیدا کرد، بهتر از یک سند پنجاهصفحهای بروکراتیک است.
تفاوت مدیریت بحران با مدیریت ریسک چیست؟
مدیریت ریسک، پیش از وقوع و با هدف کاهش احتمال و شدت مخاطرات انجام میشود؛ مدیریت بحران، سازوکار واکنش در زمان وقوع و بازگشت به شرایط عادی است. این دو مکمل یکدیگرند.
هر چند وقت یکبار باید آییننامه را بازنگری کرد؟
برنامه اجرایی دستکم سالی یکبار و پس از هر بحران یا مانور؛ آییننامه معمولا در بازههای بلندتر، مگر آنکه ساختار سازمان یا الزامات نهاد ناظر تغییر کند.
در بحرانهای فراگیر مثل جنگ که خودِ خیریه هم آسیب دیده، از کجا شروع کنیم؟
با سه پرسش به همین ترتیب: کارکنان و مددجویان در امان هستند؟ کدام خدمات را بههیچوجه نباید قطع کرد؟ با منابع و نیروی در دسترسِ همین هفته، چه چیزی واقعا قابل اجراست؟ تصمیمگیری درباره پروژههای بلندمدت را تا تثبیت وضعیت به تعویق بیندازید. تجربه نهادهای نیکوکاری در دورههای اخیر در گزارشهای میدانی افرا مستند شده است.
چه کسی باید رئیس کمیته بحران باشد؟
معمولا مدیرعامل، با گزارشدهی مستقیم به هیئتمدیره. در بحرانهای مرتبط با تخلف مدیرعامل، آییننامه باید از پیش مرجع جایگزین را مشخص کرده باشد.
جمعبندی
آییننامه مدیریت بحران، پاسخی از پیش تعیینشده به یک پرسش ساده است: اگر فردا بحرانی رخ دهد، چه کسی، چه کاری، در چه زمانی و با چه اختیاراتی انجام میدهد؟ وجود این سند باعث میشود سازمان در شرایطی که زمان محدود و فشار روانی بالاست، به جای تصمیمهای مقطعی و سلیقهای، بر اساس فرایندهای طراحیشده عمل کند.
تجربه بحرانهای فراگیر سالهای اخیر نشان داد که تفاوت میان سازمانهای آماده و ناآماده، در روزهای اول بحران آشکار میشود؛ نه در ماههای بعد. توصیه ما این است که تدوین این سند را به تعویق نیندازید و خیلی در نگارش آن سخت نگیرید. مسئله اصلی این است که با یک سند هرچند کوچک، مواقع پرریسک و غیر قابل پیشبینی را برای خود پیشبینیپذیر کنید.



