رویداد «داستان مشارکت؛ دیدارها و روایتها» به مناسبت روز تشکلها و مشارکتهای مردمی توسط شبکه کمک برگزار شد. موسسه افرا در کنار ۲۲ سازمان مردمنهاد در این رویداد، دارای استند بود و مدیران و کارکنان این سازمانها با حضور در کنار استند خود، به معرفی پروژه خود پرداختند و با مدعوین و حامیان ارتباط گرفتند. این رویداد با هدف ایجاد فضایی برای گفتوگو و همفکری سمنها خصوصا پس از تجربه بحرانها و اتصال مستقیم این سازمانها به حامیان شکل گرفت و مجموعا، میزبان ۱۷۵ مهمان از ۴۵ سازمان مردمنهاد و ۱۲ حامی و نماینده از کسبوکارها و بخش خصوصی بود.
برنامه از ساعت ۹ صبح، با دیدار جمعی و صبحانه آغاز شد و تا ساعت ۱۶ همان روز با یک کارگاه تخصصی، سه هماندیشی موضوعی، یک بازی مشارکتی، یک نشست هماندیشی درباره همافزایی سمنها و بخش خصوصی و معرفی سازمانی تازهتاسیس با نام «موسسه برنا» برای حمایت سمنها ادامه یافت.
معرفی پروژههای نیازمند حمایت سمنها
بخش ابتدایی این رویداد، به آشنایی با پروژههای مطرحشده سازمانهای دارای استند و ارتباط حضار با یکدیگر اختصاص داشت و از ساعت ۹:۳۵ در تالار خواجه نصیر کانون انصار برگزار شد. در این بخش سازمانهای حاضر ایدهها و طرحهای خود را در قالب استندهایی با هویت بصری مشترک در معرض دید سایر سمنها و نمایندگان بخش خصوصی قرار دادند.
افرا در این بخش به عنوان نهادی ارزیاب، واسط و تسهیلگر در ارتباط میان سمنها و حامیان حضور داشت و با معرفی استاندارد افرا و خدمات رایگان خود برای حامیان و سمنها، به ارتباط با سازمانهای مختلف و حامیان حاضر پرداخت.

شایان ذکر است که در میان ۲۲ سمن دارای استند و پروپوزال ارائهشده در رویداد، ۴ موسسه بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان، موسسه توانمندسازی زنان و کودکان مهر و ماه، موسسه خیریه حمایت از بیماران چشمی آرپی و موسسه خیریه امام علی رباط کریم، دارای گواهی اعتماد افرا فعال بودند.
کارگاه معناسازی؛ بازاندیشی در ماموریت
کارگاه تخصصی «بازاندیشی در ماموریت؛ کاربرد مفهوم معناسازی برای سازمانهای نیکوکاری و مردمنهاد با توجه به تجربه جنگ» از ساعت ۱۰ در سالن جابر بن حیان، با ارائه بابک علوی و با حضور ۴۰ نفر ثبتنامکننده قبلی برگزار شد.
محور این کارگاه، نظریه معناسازی (Sensemaking) کارل وایک بود؛ چارچوبی که نشان میدهد سازمانها در شرایط تغییر و ابهام چگونه با تفسیر دوباره رویدادها، نقش و هویت خود را بازتعریف میکنند. علوی در بخش نخست کارگاه گفت: «پرسش اول در شرایط بحران این نیست که چگونه پاسخ دهیم، بلکه این است که چگونه شرایط را برای خود معنا کنیم و از خلال تجربه بحران، معنای جدیدی از کار خود بسازیم.»

بخش دوم کارگاه به کار تیمی اختصاص داشت؛ شرکتکنندگان با استفاده از یک ابزار پرسشنامهای، ماموریت سازمان خود را در ترازوی شرایط پس از جنگ بازخوانی کردند و تعدادی از حاضرین نیز، نتیجه بحث و تجربه سازمان خود را با دیگر حاضران به اشتراک گذاشتند.
یکی از اعضای موسسه افرا نیز در کارگاه حضور داشت و تجربه خود را از معناسازی تیم افرا پس از بحرانهای متعدد و ارتباط و خدمترسانی به موسسههای نیکوکاری در این شرایط گفت؛ اینکه چگونه از بحران جنگ ۱۲روزه، تا بحران دیماه ۱۴۰۴ و سپس بحران جنگ ۴۰روزه، افرا در کنار سازمانهای مردمنهاد بوده و با ارتباطگیری، شرایط آنها را جویا شده و چگونه بعد از هر بار بحران، سازمانها به معناسازی جدیدی از فعالیت و ماموریت خود رسیدهاند؛ تغییری که نحوه کار افرا را نیز با معناسازیهای تازه همراه کرده است و از تمرکز صرف روی توسعه اقتصاد و زیرساخت نیکوکاری، به اهمیت بیشتر بقای این سازمانها پس از بحران رسیده است.
از مصاحبههای تابآوری پس از جنگ ۱۲روزه و دو گزارش جامع افرا از بحران به عنوان خروجیهای افرا پس از گذر از بحرانها یاد شد.
هماندیشیهای موضوعی؛ حوزههای مشترک، حرفهای مشترک

همزمان با کارگاه معناسازی، سه هماندیشی موضوعی با محورهای «سلامت در بحران»، «آموزش در بحران» و «مسائل حقوقی سمنها در بحران» در تالار خواجه نصیر برگزار شد.
این سه گردهمایی به شکل موازی با هم و با حضور مدیران و کارشناسان سمنهای همحوزه برگزار شد و گفتوگویی سازنده در هر میزگرد شکل گرفت. در میزگرد «آموزش در بحران»، عمدتا سازمانهایی حضور داشتند که فعالیتشان مرتبط به آموزش و تحصیل کودکان و نوجوانان و رفع چالشهای آموزش عادلانه و دسترسپذیر بود. در این میزگرد بیشتر بر این تاکید شد که چگونه یک سمن در حوزه آموزش، که به خودی خود ظرفیتها و منابع محدودی دارد، باید در بحران رفتاری هوشمندانه و با آمادگی داشته باشد؛ به طوری که هم آموزش کودکان به حاشیه رانده نشود و هم سازمان به شکل تابآوری از بحران بیرون بیاید.

در محور سلامت نیز، عمدتا در خصوص مسائل حوزه بهداشت و درمان مخصوصا در حوزه معلولیت، هموفیلی و اختلالات روانی بحث شد و اینکه چگونه باید راه برای اثرگذاری بر سیاستهای کلان برای تسهیل زندگی افراد مبتلا باز باشد. نهایتا در میزگرد حقوقی نیز با همین منطق، به چالشهای حقوقی سمنها، ارتباطشان با دولت، مسائل دریافت مجوز و… پرداخته شد.

با پایان یافتن همزمان میزگردهای موضوعی و همچنین کارگاه معناسازی، یک بازی مشارکتی بین افراد انجام شد و به تقویت تعامل افراد در بستر رویداد کمک کرد.
گفتوگوی سمنها و بخش خصوصی؛ فرصتها و چالشها
نشست پایانی رویداد با عنوان «همافزایی سمنها و بخش خصوصی؛ فرصتها و چالشها» روز یکشنبه ۱۸ مرداد از ساعت ۱۳ در کانون انصار برگزار شد. این نشست یکی از مهمترین بخشهای این رویداد محسوب میشد که مدیران سازمانهای مردمنهاد از حوزههای مختلف را با شماری از حامیان بخش خصوصی روبهرو کرد.
گفتوگو همزمان در دو فضا دنبال شد: بخشی در سالن جابر بن حیان با تسهیلگری محمدجواد دردکشان، مدیرعامل بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان و بخشی در تالار گفتوگوی خواجه نصیر با تسهیلگری زهرا عمرانی، مدیرعامل موسسه غیرانتفاعی فرشته کاریار. دو گروه در نهایت برای جمعبندی در سالن خواجه نصیر به هم پیوستند.
محورهای گفتوگو موارد زیر بودند:
- فرصتها و چالشهای همکاری
- انتظارات متقابل
- بهبود شیوههای همکاری در بحران و پس از آن
- شاخصههای اعتماد
- نقش حامیان و سمنها در اثربخشی اجتماعی
آنچه در ادامه میخوانید، گزارشی موجز از این گفتوگوهاست.
این داستان، مشترک است
یکی از پرتکرارترین نکات هر دو گفتوگو، بازتعریف مفهوم «حامی» و بازنگری در ارتباط و نقشی بود که «سمنها» و «حامیان» در تعامل دوسویه خود، برای خود برمیدارند؛ نکتهای که هم از زبان مدیران سمنها و هم از سوی نمایندگان بخش خصوصی مطرح شد.

شیرین احمدنیا، رئیس انجمن جامعهشناسی ایران در خصوص ظرفیتهایی که با کنار هم گرفتن این دو بخش ایجاد میشود نظرات خود را بیان کرد: «مهمترین خروجی این تعامل، حمایت متقابل است؛ در این ارتباط، قدرت جمعی افزایش پیدا میکند، آسیبپذیری ما کمتر میشود و صدای ما در کنار هم بلندتر خواهد بود. بخش خصوصی و سمنها باید واقف شوند که همکاریشان یک ظرفیت انباشه و همافزا ایجاد میکند که دوسویه است و آورده مشترک دارد.».
مرتبط به همین مقوله، محمدحسین حیدری از موسسه همیاری مدرسه معلمی الفب، حل مسائل به صورت پایدار را نتیجه همافزایی سرمایهها دانست: «اگر فرض بگیریم که در هر جامعهای سه رکن اصلی بازار، حکومت و نهادهای مدنی وجود دارد، هر کدام از این رکنها، سرمایههای منحصربهفرد خود را دارند. این سه بدون دیگری میتوانند کارهایی بکنند، اما اگر غرض خلق اثر پایدار و بهرهورانه باشد، تنها راه آن، اتصال سرمایههای این سه بخش به یکدیگر است.».
سارا سامخانی از گروه آگاه نیز به عنوان یکی از حامیان حاضر توضیح داد که با شنیدن واژه حامی، ذهنها بلافاصله به سمت پول میرود، در حالی که بخش خصوصی منابعی در اختیار دارد که ممکن است از پول ارزشمندتر باشد: «سرمایه انسانی و تخصصی افرادی که میخواهند کاری بکنند اما نمیدانند چطور و ظرفیتهای ارتباطی، شبکهای و ترویجی کسبوکارها از جمله چیزهایی است که میتواند به سمت سمنها هدایت شود. سمنها هم میتوانند آوردههای متنوعی برای بخش خصوصی داشته باشند؛ مثلا اینکه چطور توانستهاند با اهداف غیرانتفاعی یک سازمان شکل دهند و موفق باشند. مسائلی که این دو بخش تجربه میکنند، مسائل متفاوتی هستند، اما شاید در ارتباط با هم بشود به یک مسئله مشترک رسید و این گسست را از بین برد.».
همایون شاهمرادی رئیس هیئتمدیره موسسه آرپی نیز، از زاویه دیگری موضوع را طرح کرد و در خصوص امکانهایی که پس از بحران ایجاد شدهاند پیشنهاد کرد نقطه آغاز، دسترسپذیر کردن خدمات برای محرومترین گروههای هدف است. وی با تکیه بر همین نکته و اشاره به اینکه عمده سازمانهای حال حاضر در رویداد دغدغه آموزش را برای جامعه هدف خود دارند، از امکانهای همافزایی میان خود سمنها و خروجیهای مثبت بر مبنای دغدغه مشترک گفت: «انواع آموزش به گروههای مختلف در فعالیت بسیاری از سازمانها وجود دارد و دغدغه مشترکشان هم هست. خود آرپی در حال پیشبرد پروژه آموزش و توانمندسازی افراد نابینا و ناشنواست و من فکر میکنم سازمانهای مختلف میتوانند در راستای این محور مشترک، یعنی آموزش، خودشان با خودشان هم همافزاییهای معناداری داشته باشند.».
نهادهای واسط، پل تعمیق ارتباط دو طرف
در بخش دیگری از گفتوگو، چندین بار به این اشاره شد که آنچه حامی به دنبال آن است «اطمینان از اثربخشی حمایت» است؛ اما شاید حامی به خودی خود نتواند این اثربخشی را اندازه بگیرد. پیرو همین بحث، اهمیت وجود نهادهای واسطی که این ارتباط را تسهیل و این اندازهگیری را ممکن میکنند برجسته شد.
لیلی ارشد، فعال حوزه اجتماعی، موسس خانه خورشید، از اعضای سابق هیئتمدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان و مسئول کمیته مددکاری همین سازمان نیز، در این هماندیشی حضور داشت. وی در همین محور، افرا و شبکه کمک را نمونههایی از نهادهای واسط دانست که کمک میکنند اثربخشی سازمان، قابل سنجش شود و یادآور شد چنین نهادهایی از سالها پیش در این اکوسیستم وجود داشتهاند:
«البته که بوده حامیانی باشند و امکاناتی را در اختیار ما بگذارند و گزارشهای لازم را دریافت کنند اما به هیچ وجه اینطور نبوده که به حامی فقط به چشم قلک نگاه کنیم. بحث سنجش اثر بود و وجود نهادهایی واسط؛ این نهادهای واسط همین حالا هم وجود دارند. ما موسسه افرا را داریم، جایی مثل شبکه کمک را داریم که از همین نمونهها هستند و ارتباط بین دو بخش را ممکن میکنند.»
ایوب اسلامیان از بنیاد روشنای امید ایرانیان نیز در ادامه همین موضوع، گزاره رایج این حوزه را وارونه کرد و پیشنهاد داد که شاید باید از زاویه جدیدی نگاه کرد: «مرسوم است که میگویند سمنها نیاز نیازمندان را به توان توانگران متصل میکنند، اما شاید بهتر باشد بیاییم و نیاز توانگران را به توان نیازمندان متصل کنیم» و همافزایی میان این دو بخش را با این نوع نگاه، ممکنتر دانست. وی با اشاره به تجربه سازمانش در کار با جوانان مستقلشده از سازمان بهزیستی و استعدادها و پتانسیلهایی که آنها دارند، آنها را ظرفیتهای بسیار مناسب که میتوانند نیاز کسبوکارها را برطرف کنند خواند و اشاره داشت که سمنها باید با بخش خصوصی، یک همتولیدی ارزشهای عمومی داشته باشند.
اثربخشی سنجشپذیر، به مثابه شرط اعتماد
اگر فرض بگیریم که حامی قصد حمایت و همکاری را دارد، پرسش بعدی این است که بر پایه چه چیزی اعتماد شکل میگیرد. پاسخ در هر دو گفتوگو روشن بود: دیدن اثر. مرضیه مطهری یکی از حامیان حاضر گفت آنچه حامی را تشویق میکند، دیدن اثر است و موسسهای که شفاف باشد و اثربخشی بالایی داشته باشد، انگیزه حامی را میسازد: «حامی به دنبال سمنی است که بتواند شفاف باشد و در کار خود موثر ظاهر شود. از نمونههای خیلی موفق محک است که میتواند الگو شود؛ سازمانی که اعتماد را به دست آورده و البته که جامعه هدف خاص آن هم در این موفقیت نقش داشته؛ اما برای مثال به حوزه مدرسهسازی اشاره میکنم که تاثیر آن را به لحاظ کمی دیدهایم، اما به لحاظ کیفی خیر.»
فاطمه فرهنگخواه، فعال اجتماعی و از اعضای اولیه انجمن احیا و توانیاب نیز، اعتماد را حلقه مغفول ارتباط دانست و ادامه داد: «اعتماد نکته بسیار مهمی است که حامیان شرکتی بسیار به آن متکی هستند؛ اگر ما اعتماد بخش خصوصی را جلب نکنیم، شفافیت نداشته باشیم، گزارشدهی و گزارش مالی و سالیانه نداشته باشیم نمیتوانیم در این ارتباط موفق باشیم. اما جایی مشکل به وجود میآید که شرکتها برای حل چالش اعتماد، خودشان دست به ایجاد خیریه میزنند و آمار هم نشان میدهد که عموما موفق نیستند. کار سمنها یک کار تخصصی است؛ خواهش ما این است که بخش خصوصی به بخش غیرانتفاعی و غیردولتی اعتماد کنند و با گزارشگیری و ساخت ارتباط درست، منابع خود را بهدرستی به مسائل تخصیص دهد.»

سجاد ابوالحسنی، مدیرعامل موسسه افرا که در اتصال این دو بخش و همچنین توسعه زیرساخت نیکوکاری سابقه طولانیمدتی دارد، چالش این ارتباط را «تفاوت گفتمانی» دو بخش مطرح کرد. به گفته او میان دو طرف فاصله وجود دارد و بسیاری از موسسهها هنوز خود را به شیوههای چند دهه پیش معرفی میکنند؛ شیوهای که با انتظار امروز حامیان از شفافیت و سنجشپذیری فاصله دارد:
«به نظر من هر دو طرف حق دارند و هر دو طرف هم با هم فاصله زیادی دارند. ما در افرا در کنار سمنها بودیم و فضای گفتمانی آنها را به سمت دیگر بردیم و در سمت حامیان نیز، دغدغهها را گرفتیم و به سمنها انتقال دادیم. گزارشدهی، نحوه معرفی خود و نحوه ایجاد ارتباط هنوز چالش است. سازمانهایی که در این جلسه به عنوان سمن موفق از آنها یاد کردیم، دقیقا سازمانهایی هستند که دیگر به روشهای قبلی متکی نیستند و از بهروزترین مدلها استفاده میکنند.»
پیمان مغازه از موسسه رحمان نیز با اشاره به اینکه باید نگاه جدیتری به مدلها و ابزارهای فعلی جهان در مبحث نیکوکاری داشت، از خلق اثری حرف زد که بین شرکت خصوصی و یک موسسه عامالمنفعه، اما بدون اجرای پروژه مشخص شکل میگیرد: «یکی از مدلهای حال حاضر این است که یک شرکت خصوصی بخشی از منابع خود را به یک موسسه تخصصی عامالمنفعه میدهد؛ موسسهای که خودش پروژهای اجرا نمیکند اما به شکل تخصصی پروژهها را بررسی میکند و پروژههای ارزیابیشده را حمایت میکند. نکته این است که در این مدل، خود بخش خصوصی مستقیما وارد حوزه حمایت از پروژه نمیشود، بلکه با یک واسط متخصص، حمایت خود را انجام میدهد.»؛ نکتهای که در خصوص موسسه برنا، سازمانی که در همین رویداد معرفی شد نیز صدق میکند.
توافق بر سر معنای مسئولیت اجتماعی شرکتی
بابک علوی که در کارگاه معناسازی رویداد نیز نقش مدرس را داشت، مسئله را از سطح رابطه به سطح مفهوم برد. او همکاری را پیش از هر چیز مسئله خلق فرصت دانست و تاکید کرد شرکتهای خصوصی تصاویر و معانی متفاوتی از مسئولیت اجتماعی شرکتی دارند؛ بنابراین نخستین گام، رسیدن به توافق بر سر تعریف آن است.
فرید فولادی، رئیس هیئتمدیره شرکت همکاران سیستم به عنوان نماینده بخش خصوصی در این هماندیشی حضور داشت و در راستای تفکیک نقشها به این اشاره داشت که شرکت اساسا برای خلق ثروت شکل گرفته و رسالت دولت نیز، ایجاد عدالت و زیرساخت است؛ در این معادله، سمنها باید سرمایه اجتماعی را افزایش دهند و برخی مشکلات و چالشهای ریز و درشت را به سمت حل شدن ببرند:
«هر بخش در جای خود باید رسالت خود را بهخوبی ایفا کند. نکته این است که اگر سمنها نقششان بهدرستی ایجاد شود و مشکلات جامعه را بهبود دهند، درواقع جامعه بهتری برای همه برای زندگی کردن میسازند. شرکتها نیز موجودات زندهای هستند؛ اگر شرکت و اعضایش را جزو شهروندان جامعه ببینیم، آنها نیز به جامعه سالمی نیاز دارند. شرکتهایی که نگاه درستی به مسئولیت اجتماعی دارند، میدانند که اگر جامعه سالم باشد، مشکلات ریز و درشت نداشته باشد، عدالت در آن برقرار باشد، آنها نیز بهتر کار خود را انجام میدهند. اگر چنین نکتهای جا بیفتد، حمایت شرکتها از سمنها درواقع کمک به خودشان و جامعهای است که در آن کار میکنند. نکته اصلی و حائز اهمیت برای حامیان، اثر پایدار حمایت و حل شدن پایدار مسائل اجتماعی است.».

ابوالفضل میرقاسمی از انجمن ترویج مسئولیت اجتماعی و موسسه تکرا، انگیزه شناختهشده بخش خصوصی در سطح جهانی برای همکاری با سمنها را، برندسازی و خوشنامسازی دانست: «در دنیا، بنگاههایی که فعالیت اقتصادی دارند، ۸۰٪ از بودجه مسئولیت اجتماعی خود را صرف این میکنند که تاثیرات فعالیت این بنگاه تاثیرات منفیای روی جامعه نگذارد یا اثرات آن خنثی شود. نکته این است که ما سمنها ظرفیتهایی داریم، رویکردهای مشارکتی را بلد هستیم و میتوانیم با مردم ارتباط بگیریم و از طرفی هم، بنگاهها به دنبال برندینگ از طریق کار خیر هستند. ما باید این دو بخش را به هم متصل کنیم.». او اشاره کرد که ضعف فعالیتهای خیریه، وابسته کردن جامعه است؛ سمنها باید دقیقا برای کاهش همین اثر در کنار بخش خصوصی قرار بگیرند.
آنچه در این هماندیشی مشخص بود این بود که راه گفتوگو و ایجاد مسیری مشخص برای دو سوی سمنها و حامیان باز است؛ فقط هر دو طرف باید در این ارتباط قصد بیشتری از خود نشان دهند و فعالانهتر به نقشآفرینی بپردازند.
بازیگری جدید در میدان نیکوکاری کشور: معرفی موسسه برنا، ادامه راه افرا
موضوعی که درباره نهادهای واسط در بخشهای پیشین این نشست مطرح شده بود، در پایان رویداد مصداق تازهای پیدا کرد؛ چرا که در این بخش، فرید فولادی، رئیس هیئتمدیره موسسه برنا، از تاسیس «موسسه برنا» خبر داد؛ نهادی که به گفته او برای ایجاد پلی میان بخش خصوصی و سازمانهای مردمنهاد و انتقال تجربه و دانش سازمانی شرکتهای خصوصی به سمنها شکل گرفته است. فولادی در این باره توضیح داد:
«من امروز برای معرفی موسسه برنا در کنار شما هستم؛ موسسهای که حاصل واقعیت میدانی از تجربه ۷ ساله افراست. افرا در طول این سالها تلاش میکرد موسسههای نیکوکاری را در حوزه زیرساختهای مدیریتی توانمند کند؛ این تجربه بنیانگذاران افرا را به این فکر انداخت که برای توسعه فعالیت و تقویت این زیرساخت در سمنها، به منابع مالی هم نیاز است. با حمایت شکلگرفته از سوی بنیانگذاران افرا، این موسسه تازه شکل گرفت. برنا میخواهد نقش یک پل مطمئن را بین حامیان متمایل به حمایت و سازمانهای مردمنهاد نیازمند این حمایت بازی کند و اتفاقا در همین لحظه نیز، اولین حمایت خود را از پروژه یکی از سازمانهای نیکوکاری کشور انجام داده است.».

فولادی اشاره کرد که سازمانهای نیکوکاری علاوه بر فعالیتهای جاری خود، ممکن است بخواهند خود را توسعه و گسترش دهند، کار جدیدی در سازمان آغاز کنند، به بهبود دادن زیرساختهای سازمان بپردازند یا حتی به چالش پیچیدهای در سازمان برخورد کنند که برای حل آن نیاز به منابع داشته باشند؛ موضوع ثابت در همه این سناریوها، نیاز به پشتیبانان مالی است و برنا نیز برای این ایجاد شده است که در این لحظات کنار سمنها بایستد. البته که فولادی از لازمه اعتماد و سلامت سازمان به عنوان زمینههای دریافت حمایت نیز سخن گفت:
«طبعا برنا برای انجام این حمایتها، نیاز دارد موسسهها را بشناسد. این موسسهها باید سازمانهایی شفاف باشند و پروژههایی روشن و مشخص داشته باشند. در اینجا نیز با توجه به خواهرخواندگی بین موسسه افرا و موسسه برنا، حتما از ارزیابی و گواهی اعتماد افرا کمک خواهیم گرفت و از مسیر افرا این حمایت را انجام خواهیم داد.»
فولادی پل بودن برنا را با اشاره به گروه دیگر اکوسیستم نیکوکاری معنا کرد؛ سازمانها، شرکتها، حامیان و خیرینی هستند که قصد حمایت دارند اما نمیدانند چگونه باید منابع را به شکل هدفمند به دست سازمانهای مناسب برسانند تا توسعه پایدار در جامعه ایجاد شود؛ این گروه از افراد نیز میتوانند به برنا اعتماد کنند و در کنار هم، با توسعه فعالیتها و زیرساختها و همچنین شروع کارهای جدید، تقویت جامعه را ممکن کنیم. علاقهمندان میتوانند برای اطلاعات بیشتر و همکاری به نشانی اعلامشده borna.foundation مراجعه کنند.
این رویداد که به مناسبت روز تشکلها و مشارکتهای مردمی به میزبانی شبکه کمک برگزار شده بود، ساعت ۱۶ روز ۱۸ مرداد با قرار تشکیل کارگروههایی برای تعمیق ارتباط و پیشبرد همفکریهای بیشتر به پایان رسید. برای دیدن تصاویر از این رویداد میتوانید به شبکههای اجتماعی شبکه کمک مراجعه کنید.



